تبليغاتX
«دهكده زبان» - لطیفه به زبان انگلیسی 2
آنچه بهتر است از زبان انگلیسی بدانید

A man hires a blonde to paint strips down a road, but she has to keep the contract and do at least four miles each day. The first day, the blonde does 8 miles. The boss is extremely impressed. The second day the blonde does four miles. The boss is somewhat impressed, but not as much as before. The third day, the blonde does two miles. The boss thinks she is just having a bad day, so he still lets her keep the job. The fourth day, the blonde does only one mile. The boss asks: “you were doing so well before. Why aren’t you doing well now?” the blonde replies: “I can’t get far because each day I’m getting further and further away from bucket.”

 

مردی کارگری (خانم) را برای خط کشی جاده ای استخدام می کند با این شرط که کارگر هر روز حداقل چهار مایل پیشروی داشته باشد. روز اول، هشت مایل خط کشی می شود. مرد به شدت تحت تاثیر کار کارگرش قرار می گیرد. روز دوم، چهار مایل خط کشی می شود. مرد باز هم راضی است اما نه مثل سابق. روز سوم، دو مایل پیشروی در کار مشاهده می شود. مرد با خود فکر می کند شاید امروز روز خوبی برای کارگرش نبوده، برای همین هم به او اجازه می دهد تا کارش را ادامه دهد. روز چهارم، تنها یک مایل از جاده خط کشی می شود. صاحب کار می پرسد: "شما خوب کارتون رو انجام میدادین. چرا حالا مثل سابق کارتون رو انجام نمی دین؟" کارگر در جواب می گوید:" من نمی تونم مثل هر روز پیش روی داشته باشم چون هر روز دارم از سطل رنگ دورتر میشم."




امروز دوشنبه هفتم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::