تبليغاتX
«دهكده زبان»
آموزش دانستنی های زبان انگلیسی

مطلع دیوان اسرار قدیم                            هست بسم الله الرحمن الرحیم

آن کتاب له که گنج حکمت است                   افتتاح آن به باب رحمت است      

ای خدا به حق قرآن بلیغ                         رحمت خود را مدار از ما دریغ

بخش ما را حق قرآن کریم                            استقامت بر صراط مستقیم

تا صراط مستقیمم طی شود                      این دل مرده به عونت حی شود

 

سلام دارم خدمت شما خوانندگان گران قدر وبلاگ آموزشی دهکده آموزش زبان انگلیسی

بالاخره و با به صدا در آمدن زنگ پایان کنکور سراسری سال 1387!!!!! حالا دیگر با خیالی آسوده می توانم بگویم: باز هم با مطالب آموزش زبان انگلیسی در خدمت شما خواهم بود(ان شاءالله) و البته تمام تلاشم را به کار خواهم برد تا به بهترین وجه ممکن، بهترین و جدیدترین مطالب آموزشی را در این حیطه به شما خواننده ی ارجمند ارایه نمایم.

سخن کوتاه کرده و در پایان از شما خواننده ی محترم درخواست دارم تا با نظرات، پیشنهادات و انتقاداتتان بنده را در بهبود مطالب این وبلاگ یاری نمایید.

ضمنا منتظر مطالب این وبلاگ در تابستان سال 1387 باشید.........

 

 

 

 

 




امروز پنجشنبه ششم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 

Life is short and time is swift.

(زندگی کوتاه و زمان زودگذر است)

معادل فارسی:

فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل

چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن

نکته:با تشکر از استاد محترم و معلم زحمت کشم که این جمله زیبا را در جلسه پایانی کلاس آموزش زبان انگلیسی ارایه کردند.

داخل پرانتز: با عرض سلام خدمت شما دوستان عزیز و خوانندگان محترم٬ این وبلاگ تا بعد از آزمون کنکور سراسری به روز رسانی نخواهد شد. امیدوارم که بعد از کنکور سراسری دوباره خدمت برسم. این جمله بالا رو هم برای خداحافظی موقت با شما نوشتم. در پناه حق باشید و خدانگهدار.

 

 




امروز جمعه شانزدهم فروردین 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

         فرمانده مجرب به جای آن که پیروزی را از افراد خود بخواهد، پیروزی را در دل فرصت ها می جوید.

         جاده هایی هستند که نمی بایستی در آن ها قدم نهاد. دشمنانی هستند که نمی بایست بر آن ها تاخت. شهرهایی که نباید بر آن ها حمله برد و زمین هایی که نباید بر سر آن ها مشاجره نمود.

         نگاه ما به زندگی و کردار ما تعیین کننده ی حوادثی است که بر ما می گذرد.

         نگرش ها واگیردار هستند.

        سرعت پخش نگرش بد بیش تر از نگرش خوب است.

       نگرش واقعیت درونی هرکس را برملا می کند و تظاهر آن، کارها و حرکات اوست.

         تنها فرق بین موفقیت و شکست، نوع نگاه است.

        هیچ عاملی نمی تواند افرادی را که دارای ذهنیت درست هستند از رسیدن به هدف و مقصود بازدارد و هیچ عاملی نمی تواند به کسانی که ذهنیت نادرست دارند کمک کند.

        وجود نگرش خوب در میان بازیکن ها لزوما سبب موفقیت تیم نمی شود، اما داشتن نگرش بد شکست تیم را تضمین می کند.

        بدون داشتن بازیکن های بزرگ امکان بردن وجود دارد اما با داشتن بازیکن های بزرگ هم می توان میدان را به حریف واگذار کرد.

         بزرگ ترین دستاوردهای تاریخ کار انسان هایی بوده که فقط اندکی از انبوه همتایان خود پیش تر بوده اند.

        خوب، دشمن بهتر است.

        رهبران می دانند برای گزینه بهتر باید خوب را جواب کنند.

        ملاک موفقیت یک رهبر به میزان ماندگاری سازمان بعد از اوست.

         یک رهبر هرقدر هم ذاتا ماهر و هنرمند باشد، اگر بر نفس خود مسلط نباشد نمی تواند از همه ی توانایی و استعدادش بهره مند شود.

         گاه آن قدر سرگرم تمیز کردن مغازه می شویم که فراموش می کنیم در را به روی مشتریان باز کنیم.

        بهترین کار، کاری است که از انجام آن لذت می بریم. شغلی را بپذیر که عاشق آن باشی.

        استعداد بدون انضباط مانند اختاپوسی است که سوار رولراسکیت شده است. جنب و جوش زیاد ولی جهت حرکت نامعلوم

 

 




امروز پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

یادت نرود که همه مردم از چیزی وحشت دارند ، به چیزی عشق میورزند و چیزی را از دست داده اند .

 

با خودت فکر کن که اگر کلید خانه ات را به دوستت بدهی ، آیا خیالت از هر جهت راحت خواهد بود یا نه ؟! اگر پاسخت منفی است ، بهتر است دنبال دوستان بهتری باشی .

 

راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نگیریم .

 

زندگي آنچه که زيسته ايم نيست بلکه خاطراتي است که از گذشته داريم

 

هيچ وقت مغرور نشو ، برگ ها وقتي مي ريزند که فکر مي کنند طلا شده اند .

 

نقیض یک قضیه صادق یک قضیه کاذب است، اما نقیض یک حقیقت ژرف گاهی حقیقت ژرف دیگری است.

 

بسیاری از مردم مانند واگن های قطارند . آنها با اراده خود نمی توانند کاری را انجام دهند ، باید به کار کشانده شوند.فقط عده کمی مانند لکوموتیو هستند که هم قادرند با اراده و اختیار خود کار کنند و هم دیگران را به کار وادارنمایند .

 

 

 




امروز یکشنبه یازدهم فروردین 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

... شهر مكه‌ در ظلمت‌ و سكوت‌ سنگيني‌ فرو رفته‌ بود و اثري‌ از حيات‌ وفعاليت‌ به‌چشم‌ نمي‌خورد، تنها ماه‌، مطابق‌ معمول‌ آرام‌ آرام‌ از پشت‌ كوههاي‌ سياه‌ اطراف‌، بالا آمده‌ و شعاع‌ كمرنگ‌ و لطيف‌ خود را بر روي‌ خانه‌هاي‌ ساده‌ و خالي‌ از تجمّل‌ و همچنين‌ ريگزارهاي‌ دور شهر، پهن‌ مي‌كرد.
 كم‌كم‌ شب‌ از نيمه‌ گذشت‌ و نسيم‌ لذت‌بخش‌ و مطبوعي‌ سرزمين‌ تفتيدة‌ حجاز را فرا گرفت‌ و آن‌ را براي‌ مدت‌ كوتاهي‌ آماده‌ي‌ استراحت‌ ساخت‌، ستارگان‌ هم‌ در اين‌ هنگام‌ به‌اين‌ بزم‌ بي‌ريا رونق‌ و صفا بخشيده‌ و به‌ روي‌ ساكنان‌ شهر مكه‌ لبخند مي‌زدند!
 كرانة‌ افق‌ مكه‌ در آستانة‌ سپيدة‌ سحر بود، ولي‌ هنوز سكوت‌ ابهام‌آميزي‌ بر شهر حكومت‌ مي‌كرد و همه‌ در خواب‌ بودند، فقط‌ آمنه‌ بيدار بود و دردي‌ را كه‌ در انتظارش‌ بود احساس‌ مي‌كرد... درد رفته‌ رفته‌ شديدتر شد... ناگهان‌ چند بانوي‌ ناشناس‌ و نوراني‌ را در اطاق‌ خويش‌ ديد كه‌ بوي‌ خوشي‌ از آنان‌ به‌ مشام‌ مي‌رسيد. متحير بود كه‌ ايشان‌ كيانند و چگونه‌ از در بسته‌ داخل‌ شده‌اند؟!...
 طولي‌ نكشيد كه‌ نوزاد عزيزش‌ به‌ دنيا آمد و بدين‌ترتيب‌ ديدگان‌ «آمنه‌» پس‌ از ماهها انتظار در سحرگاه‌   هفدهم‌ ربيع‌الاول‌ به‌ ديدار فرزندش‌ روشن‌ شد.
 همه‌ از اين‌ ولادت‌ خوشحال‌ بودند، ولي‌ در اين‌ هنگام‌ كه‌ «محمد، صلّي‌اللهعليه‌وآله‌» شبستان‌ تاريك‌ و خاموش‌ آمنه‌ را روشن‌ مي‌كرد جاي‌ همسر جوانش‌ «عبدالله» خالي‌ بود چون‌ او در بازگشت‌ از سفر شام‌ در مدينه‌ درگذشته‌ و در همانجا به‌ خاك‌ سپرده‌ شده‌ و آمنه‌ را براي‌ هميشه‌ تنها گذاشته‌ بود  .
 «محمد، صلّي‌الله عليه‌وآله‌» به‌دنيا آمد و همراه‌ با ولادت‌ او حوادثي‌ در آسمان‌ و زمين‌ و مخصوصاً در مشرق‌
 كه‌ مهد تمدن‌ آنروز بود، پديدار گرديد.
 كاخ‌ با عظمت‌ انوشيروان‌ كه‌ شبحي‌ از قدرت‌ و سلطنت‌ ابدي‌! را در نظرها مجسم‌ مي‌كرد و مردم‌ به‌ آن‌ و صاحبش‌ چشم‌ دوخته‌ بودند، آنشب‌ لرزيد و چهارده‌   كنگرة‌ آن‌ فروريخت‌ و آتشكدة‌ فارس‌   كه‌ شعله‌هاي‌ آتش‌ آن‌ هزار سال‌ زبانه‌ مي‌كشيد يكباره‌ خاموش‌ شد.
 خشكيدن‌ درياچة‌ ساوه‌ نيز منطقة‌ عظيم‌ ديگري‌ را بيدار كرد!


 

 




امروز دوشنبه پنجم فروردین 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

ميلاد امام جعفر صادق عليه السلام، مؤسس فقه جعفری را به ساحت مقدس ولي عصر و الزمان حجة بن الحسن العسکري تبريك و تهنيت عرض
مي نمائيم.
السلام عليک يا جعفر بن محمد الصادق، يابن رسول الله
زندگينامه امام جعفر صادق(ع)
امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه يا دوشنبه هفدهم ربيع الاول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدينه ديده به جهان گشود. اما بنا به گفته شيخ مفيد و كلينى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است.

لكن ابن طلحه روايت نخست را صحيح ‏تر مى‏داند و ابن خشاب نيز در اين باره گويد: چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روايت نخست، سال 80 هجرى، صحيح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روايتى نيمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با اين حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 يا 65 سال گفت كه از اين مقدار 12 سال و چند روزى و يا 15 سال با جدش امام زين العابدين (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زيسته است كه همين مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار مى‏آيد و نيز بقيه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت وليد بن يزيد بن عبد الملك و يزيد بن وليد عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ادامه داشته است.

كنيه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخى نيز كنيه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قريبه يا فاطمه ذكر كرده ‏اند. كنيه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و اين كنيه از ديگر كنيه ‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گويد: برخى كنيه آن حضرت را ابو اسماعيل دانسته ‏اند. ابن شهر آشوب نيز در كتاب مناقب مى‏گويد: آن حضرت مكنى به ابو عبد الله و ابو اسماعيل و كنيه خاص وى ابو موسى بوده است.

لقب امام صادق (ع)
آن حضرت القاب چندى داشت كه مشهورترين آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا كه وى در بيان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند.

فضايل امام جعفر صادق (ع)

مناقب آن حضرت بسيار است كه به اختصار از آنها ياد مى‏كنيم. فضايل امام صادق بيش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله اي از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه: «بهتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده، هيچ گوشي نشنيده و در هيچ قلبي خطور نكرده است.» از ابوحنيفه نيز اين جمله مشهور است كه گفت: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد» يعني: «از جعفر بن محمد، فقيه تر نديدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس مي گويد: امام صادق در اين آية شريفة: كل شيء هالك الا وجهه، يعني: «هر چيز فاني است جز وجه خداي متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذي يوتي الله منهم» يعني «ماييم آيينه اي كه خداوند از آن آيينه شناخته مي شود.» بنابراين امام صادق (ع) فرموده است او آيينه ذات حق تعالي است.

شيخ مفيد در ارشاد مى‏نويسد: علومى كه از آن حضرت نقل كرده‏ اند به اندازه ‏اى است كه ره توشه كاروانيان شد و نامش در همه جا انتشار يافت. دانشمندان در بين ائمه (ع) بيشترين نقل ها را از امام صادق روايت كرده ‏اند. هيچ يك از اهل آثار و راويان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده ‏اند از ديگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راويان موثق آن حضرت را جمع كرده ‏اند كه شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقيده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.

بيشترين حجم روايات، احاديثي است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهميت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به ميزاني است كه شيعه به ايشان منسوب شده است: “شيعه جعفري”. كمتر مسئله ديني (اْعم از اعتقادي، اخلاقي و فقهي) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. كثرت روايات منقول از امام صادق (ع) به دو دليل است:

يكي اينكه از ديگر ائمه عمر بيشتري نصيب ايشان شد و ايشان با شصت و پنج سال عمر شيخ الائمه محسوب مي شود (148 – 83 هجري)، و ديگري كه به مراتب مهمتر از اولي است، شرائط زماني خاص حيات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان، انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است. امام با حسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسي به بسط و اشاعه معارف ديني همت مي گمارد. گسترش زائد الوصف سرزمين اسلامي و مواجهه اسلام و تشيع با افكار، اديان، مذاهب و عقايد گوناگون اقتضاي جهادي فرهنگي داشت و امام صادق (ع) به بهترين وجهي به تبيين، تقويت و تعميق “هويت مذهبي تشيع” پرداخت. از عصر جعفري است كه شيعه در عرصه هاي گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسير و… صاحب هويت مستقل مي شود. عظمت علمي امام صادق (ع) در حدي است كه ائمه مذاهب ديگر اسلامي از قبيل ابوحنيفه و مالك خود را نيازمند به استفاده از جلسه درس او مي يابند. مناظرات عالمانه او با ارباب ديگر اديان و عقايد نشاني از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهميت اين جهاد فرهنگي امام صادق (ع) كمتر از قيام خونين سيد الشهداء (ع) نيست.



امام و فقه اسلامی

ـ فقه شيعه اماميه كه به فقه جعفري مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زيرا قسمت عمده احكام فقه اسلامي بر طبق مذهب شيعه اماميه از آن حضرت است و آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است از هيچ يك از (ائمه) اهل بيت عليهم السلام نقل نگرديده است. اصحاب حديث اسامي راويان ثقه كه از او روايت كرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.

ـ در نيمه اول قرن دوم هجري فقهاي طراز اولي مانند ابوحنيفه و امام مالك بن انس و اوزاعي و محدثان بزرگي مانند سفيان شوري و شعبه بن الحجاج و سليمان بن مهران اعمش ظهور كردند. در اين دوره است كه فقه اسلامي به معني امروزي آن تولد يافته و روبه رشد نهاده است. و نيز آن دوره عصر شكوفايي حديث و ظهور مسائل و مباحث كلامي مهم در بصره و كوفه بوده است.

ـ حضرت صادق (ع) در اين دوره در محيط مدينه كه محل ظهور تابعين ومحدثان و راويان و فقهاي بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعيان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ي آن عصر بودند بلكه او تنها از يك طريق كه اعلاء و اوثق طرق بود نقل مي كرد و آن همان از طريق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علي بن الحسين (ع) و او از پدرش حسين بن علي (ع) و او از پدرش علي بن ابيطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و اين ائمه بزرگوار در مواردي كه روايتي از آباء طاهرين خود نداشته باشند خود منبع فياض مستقيم احكام الهي هستند.





احسان زكات نعمتها است و شفاعت و پا در مياني ، زكات مقام و منزلت است و بيماريها زكات بدنهاست و عفو و گذشت زكات پيروزي است. و آنچه زكاتش پرداخت گرديده تضمين شده است و از دست رفتني نيست.

از كلمات قصار و سخنان حكمت آموز امام صادق عليه السلام



Milad imamsadiq-fa

آثار امام صادق (ع):

غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، كتابت مستقيم خود ايشان نيست و غالبا املاي امام (ع) يا بازنوشت بعدي مجالس ايشان است. بعضي از آثار نيز منصوب است و قطعي الصدور نيست.

1- از آثار مكتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشي (غير از نجاشي رجالي) است. نجاشي صاحب رجال معتقد است كه تنها تصنيفي كه امام به دست خود نوشته اند همين اثر است.

2- رساله اي كه شيخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روايت كرده است شامل مباحث فقه و كلام .

3- كتاب معروف به توحيد مفضل، در مباحث خداشناسي و رد دهريه كه املاء امام (ع) و كتاب مفضل بن عمر جعفي است.

4- كتاب الاهليلجه كه آن نيز روايت مفضل بن عمر است و همانند توحيد مفضل در خداشناسي و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

5- مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه كه منسوب به امام صادق (ع) و بعضي از محققان شيعه از جمله مجلسي،‌ صاحب وسايل (حرعاملي) و صاحب رياض العلما، صدور آن را از ناحيه حضرت رد كرده اند.

6- رساله اي از امام (ع) خطاب به اصحاب كه كليني در اول روضه كافي به سندش از اسماعيل بن جابر ابي عبدالله نقل كرده است.

7- رساله اي در باب غنائم و وجوب خمس كه در تحف العقول مندرج است.

8- بعضي رسائل كه جابربن حيان كوفي از امام (ع) نقل كرده است.

9- كلمات القصار كه بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند كه تماما در تحف العقول آمده است.

10- چندين فقره از وصاياي حضرت خطاب به فرزندش امام موسي كاظم (ع) سفيان شوري،‌ عبدالله بن جندب، ابي جعفر نعمان احول، عنوان بصري،‌ که در حليه الاولياء و تحف العقول ثبت گرديده است.

# همچنين ادعيه امام صادق (عليه السلام) (الصحيفة الصادقية و الصادصية الجامعة) : مجموعه ادعيه معتبره اي است که از دو امام بزرگوار پنجم و ششم (عليهماالسلام) در کتب روايي شيعه وارد شده و دانشگاه امام صادق (ع) آن را به مناسبت بيستمين سالگرد تاسيس دانشگاه همزمان با ميلاد مسعود نبي اکرم اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) منتشر کرده است.


 

 




امروز دوشنبه پنجم فروردین 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

عطر نرگس  رقص باد 

نغمه شوق پرستوهای شاد 

خلوت گرم پرستوهای مست 

نرم نرمک میرسد اینک بهار...

فرا رسیدن سال نو و نوروز ۸۷ را به شما خواننده محترم و همه هم وطنان عزیزم در جای جای میهن سر بلندم ایران تبریک عرض می کنم و توفیق روز افزون شما و افتخار آفرینی های جوانان این مرز و بوم را از خداوند منان خواستارم....

باشد که سالی همراه با موفقیت و شادکامی و نشاط و تندرستی داشته باشید ان شاء الله

 

 




امروز پنجشنبه یکم فروردین 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

ای شنواترین شنوندگان!

ای بیناترین  بینندگان !

ای داورترین دادرسان!

درود خود را بر محمد وتبار او برسان وبا احسان ولطف خود بر من طول عمر ووسعت روزی عطا فرما !

و وجود ما را از عوامل تقویت دین وآئین خود قرار بده ! امام حسن عسگری (ع)

 

نام : حسن

شهرت : عسگری زکی هادی ، سراج ، رفیق

نام پدر : امام علی النقی

نام مادر : حدیث

کنیه : ابو محمد معروف به « ابن رضا» (ع)

لقب : الخالص

محل تولد : مدینه

ولادت : هشتم  ماه ربیع الثانی سال 232 هجری

شهادت : هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجری

مدفن : سامراء

مدت امامت: 6 سال

مدت زندگی 28 سال

 

 در عصر حکومت وخلافت متوکل سفاک ترین خلفای بنی العباس ، یازدهمین ستاره ی درخشان برج آسمان ولایت در شهر تاریخی وپایگاه نشر اسلام مدینه در خانه ی امام هادی دهمین پیشوای جهان اسلام از یک مادر دانشمند وپرفضیلت دیده به جهان گشود مادر با فضیلت ودانشمند او بانوئی بود که بانوان مدینه از محضر پر فیض او بهره های علمی  می بر دند .

نامی که برای این مولود انتخاب گردید همتای نام جد بزرگوارش امام حسن مجتبی بود که تجدید کننده خاطرات نخستین ثمره ی باغ پر بار رسالت است .

روز میلاد مبارک او به اتفاق اغلب سیره نویسان اسلامی در روز هشتم ربیع الثانی به سال 232 هجری بود .

 

دوران زندگی کوتاه امام حسن عسگری بر سه دوره ی مشخص تقسیم میگردد:

1.      5 سال در حجاز در شهر زادگاه خود در حضور ومراقبت پدر بزرگوارش.

2.      شانزده سال در عراق قبل از دوران امامت وپیشوائی .

3.      هفت سال دوران کوتاه وپربار امامت وزعامت در عراق در عراق.

خلفای هم عصر امام:

عصر زندگی او با حکومت شش تن از خلفای عباسی مقارن بوده است متوکل ( اواخر حکومت او ) منتصر ، مستعین ، معتز مهتدی ، معتمد.

 

شهادت :

هنگامی که معتمد عباسی تمایل وعلاقه قلبی مردم را نسبت به امام حسن عسگری (ع) احساس نمود ویقین کرد که زندانهای متوالی مکرر نمی تواند ریشه های این محبت ومودت را از قلوب واعماق ضمیر مردم ریشه کن سازد ، وجود او را زنگ خطری به زوال حکومت خود تلقی کرد ، سعی وکوشش خود را در بر انداختن آن وجود پر فیض به کار انداخت وهمیشه در صدد چاره جوئی بود تا عاقبت نتیجه ی فکر او را به این مرحله انجامید که آن بزرگوار را مسموم نماید و برای اسکات مردم وفریب دادن افکار عمومی شیعیان وعلاقمندان صحنه ای بوجود آورد و پزشکان را برای معالجه آن حضرت گسیل داشت وخود مرتب به عیادت واحوال پرسی حضرت می شتافت ولی سم آثار خود را در وجود آنحضرت باقی گذاشت تا اینکه بعد از هشت روز بستری شدن در هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجری به سرای جاودان شتافت .

 

پس از شهادت :

بعد از شهادت امام حسن عسگری (ع) معتمد خلیفه عباسی به عده ای ماموریت داد تا وارد منزل آنحضرت گردند وتفتیش وبازجوئی کامل از منزل بعمل آورند واثاث خانه ووسائل زندگی شخصی حضرت را گرد آوری نموده ومهرو موم کنند ودر صدد تحقیق وبازجوئی فرزندان واخلاف او بر آیند واز تمام حجرات واطاقهای حضرت بازدید  کنند .

نماز بر بدن مطهر امام حسن عسگری :

بعد از اینکه جنازه امام برای نماز خواندن آماده شد جعفر برادر امام را صدا کردند که نماز بخواند ، جلوتر رفت تا نماز بخواند میخواست تکبیر بگوید که ناگاه پسر بچه ای از داخل منزل بیرون آمد عبای جعفر را در هم کشید وفرمود : عمو عقب برگرد من سزاوارترم که بر جنازه ی پدر نماز بگزارم .جعفر عقب برگشت وآن پسر بچه نماز گزارد وجنازه را در کنار قبر پدرش امام هادی (ع) دفن کرد ، آن پسر بچه همان تنها اولاد امام حسن عسگری (ع) ، امام دوازدهم مهدی موعود (عج) بود .

 

ای پناه هر گریزنده ! وای امید گاه هر جوینده !

ای برترین قله امید ! وای زیباترین قاصد نوید !

ای آنکه به تو جز با تو نتوان رسید !

ای مهربانترین منادی !

ای آنکه اشک را قبل از اینکه به زمین بریزد به دامن می گیری !

ای آنکه دلهای شکسته را بند دستگیری می زنی !

ای آنکه محرومان وسائلان وفقیران را نه رد نمی کنی که در لطف می گشایی !

ای آنکه گل آرزوی خودت را نه پرپر نمی کنی که خود آبیاری می کنی !

مرا در کارگاه یکتایی خویش صیقل ببخش تا آینه دار جمال تو باشم .

مرا در کوره توحید بندگانت امتیازی دیگر گونه بخش که کارگزار تو باشم .

مرا آنچنان یقینی ده که پرده های ظلمانی چشم دلم پاره پاره گردد، به رحمت وجاودانه ات ، ای مهربانترین مهربانان .

 

 

 




امروز یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم

 

 وقتي فالنامه رو باز کردم

 

 چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت

 

 تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست

 

 

 

بودنم را هیچ کس باور نداشت

هیچ کس کاری به کار من نداشت

بنویسید بعد مرگ من روی سنگ

با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ

او که خوابیدست در این گور سرد

بودنش را هیچ کس باور نکرد

 

 

 




امروز سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

ديگر کسي را دوست نداشته باشم حتي به قيمت سنگ شدن توبه مي کنم ديگر براي کسي اشک نريزم حتي اگر فصل چشمانم براي هميشه زمستان شود چشمانم را مي بندم توبه مي کنم ديگر دلم براي كسي تنگ نشود حتي چند لحظه (!) قول مي دهم نام كسي را بر زبان نمي آورم لبهايم را مي دوزم توبه مي کنم ديگرعاشق نشوم قلبم را دور مي اندازم براي هميشه و به کوير تنهايي سلام مي کنم...

روزي پرسيدمش با بي قراري كه كس ديگري را دوست داري در حالي كه اشك در چشمانش بود گفت آري!!!؟ روزي او از من پرسيد براي چه زنده هستي در حالي كه در دل مي گفتم براي تو گفتم براي هيچ . روزي من از من پرسيد براي چه زنده هستي گفت براي كسي كه براي هيچ زنده است . نظر شما در باره جمله زير چيست : عاشق ماندن از عاشق شدن سخت تر است

کسي رو که دوستش داري آزاد بزاراگه ماله تو باشه بر مي گرده اگه بر نگشت بدون از اول براي تو نبوده

بي تو تو اين شباي بد گريم ديگه در نمياد حرف غم انگيز دلم جز تو کسي رو نميخواد از چي بگم تا دل من لحظه اي آروم بگيره ؟ ديو سياه غصه ها توي کدوم شب مي ميره ؟ از چي بگم وقتي دلم از دل تو دور مي مونه ؟ وقتي که قلب پاک تو هيچي ازم نمي دونه ؟ ميخونم به خدا ميخونم از چشاي معصوم تو حرفاي تو رو ميدونم به خدا ميدونم

خدايا به دستان سرد من بنگر كه قادر به نوازش چهره ات نشده است... خدايا به پاهاي بي تابم نگاه كن كه توان رسيدن به تو را ديگر ندارد... خدايا به چشمانم نگاهي بينداز كه از كثيفي دنياي بي وفايي تاريك شده... خدايا پاروي شكسته قايق خيالم را بنگر كه در پي رسيدن به تو از خاري خرد شده... خدايا گم شده ام... كاش دستان مهربانت را به من مي دادي تا با هم بر روي ساحل روياها بازقدم برداريم

دل من و دل تو وابسته به نام عشق است و عاشق راه را بر معشوق خويش باز مي گشايد

عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اينگونه شايد احساسم نميرد

آنچه انسان ها را از پاي درمي آورد رنج ها وسرنوشت نامطلوبشان نيست بلکه بي معني شدن زندگي است که مصيبت بار است

سکوتم را به باران هديه کردم , تمام زندگي را گريه کردم , نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاکي رسيدم تکيه کردم

 

 

 

 




امروز جمعه هفدهم اسفند 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

عنوان : افتادگي  
افتادگي آموز اگر طالب فيضي 

 هرگزنخورد آب زميني که بلند است
 
عنوان : نغز  
 کمي سبکسري لازم است تا از زندگي لذت ببري
و کمي شعـــور، تا مشکلي برايت پيش نيايد!(اوشو) 
 
عنوان : چگونه ديدن 
بادها مي وزند، عده اي در مقابل آن ديوار مي سازند و تعدادي آسياب به پا مي كنند
 
عنوان : دوست   
دوست واقعي كسي است كه اكر ساعتها در كنار او ساكت بشيني و صحبتي بينتون ردوبدل نشه بعد از خداحافظي احساس كني كه ساعتها باهاش دردودل كردي
 
عنوان : عشق به خداوند   
اگه ياد بگيريم کمي در روز به خدايي که اينهمه عاشق ماست فکر کنيم عاشق همه مي شديم ..چون اونها مي تونن يادآور خداوند واسه ما باشند. آمين ...
خدايا چشمان قلب مارو رو به خودت باز کن تا توي حقيقي را بشناسيم .. دوستت دارم خدا جون .
 
عنوان : دل بريدن 
ما گر ز دري پاي کشيديم کشيديم
اميد ز هرکس که بريديم بريديم
دل نيست کبوتر که چو برخاست نشيند
از گوشهء بامي که پريديم پريديم…

 

 




امروز سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

سرنوشت را کي توان از سر نوشت

---

در غربت اگر کسي بماند ماهي

گر کوه بود از او نماند کاهي

بيچاره غريب اگرچه سلطان باشد

چون ياد وطن کند برآرد آهي

---

گاهي حقيقت آنقدر تلخ است كه نميتوان با دروغ شيرينش كرد.

---

گاه نگفتن بهترين گفتن،سكوت بهترين فرياد و نشنيدن بهترين شنيدن است

---

دري كه كوبه ندارد كسي نخواهد كوفت در انتظار مباش!

---

حال دنيا رايكي پرسيد از فرزانه اي گفت يا ابر است يا باد است يا افسانه اي

گفتمش احوال عمرت را بگو تا عمر چيست گفت يا شمع است يابرق است يا پروانه اي

گفتمش اينها كه مي بيني چرا دل بسته اند گفت يا مستند يا خوابند يا ديوانه اي

---

اين خوب است كه شما مهم باشيد

ولي

مهم اين است كه شما خوب باشيد.

---

با سكوت بسيار ، وقار انسان بيشتر شود.

با انصاف بودن ، دوستان را فراوان كند.

با بخشش ، قدر و منزلت اسنان بالا رود.

با فروتني ، نعمت كامل شود .

با روش عادلانه ،مخالفان را در هم شكند.

با شكيبائي در برابر بي خردان ، ياران انسان زياد گردد.

 

 

 




امروز شنبه یازدهم اسفند 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

دوستان عزیز و خوانندگان محترم وبلاگ در صورت تمایل می توانند آی دی یاهو مسنجر مرا برای ارتباط از طریق آی دی اضافه کنند:

Snowman.1990 

 

 




امروز جمعه دهم اسفند 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

کیستم؟...

 

قطره آبی ز چشمی اشکبار افتاده ام

 

پاره ای آهم به راهی بی قرار افتاده ام

 

بوسه ای نشکفته ام در موی تو پیچیده ام

 

حسرتی بی حاصلم در پای تو افتاده ام

میرسد روزی که بی تو روزها را سرکنم

 

میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنم

میرسد روزی که شبها در کنار عکس تو

نامه های کهنه ات را مو به مو از بر کنم

~~~~~~~~~~

ای دل ره بیهوده چرا میجویی

راهی که نمی روی چرا میگویی

ای دل گفتی زعاشقی توبه کنم

کاری که نمی کنی چرا میگویی

~~~~~~~~~~

میکنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت

ولی آهسته میگویم خدایا بی اثر باشد

~~~~~~~~~~

به گورستان گذر کردم صباحی

شنیدم ناله و افغان وآهی

بدیدم کله ای با خاک می گفت

که این دنیا نمی ارزد به کاهی

~~~~~~~~~~

شب بود،شمع بود،من بودم وغم

شب رفت،شمع سوخت،من ماندم وغم

~~~~~~~~~~

خداوندا:

روز جزا باز مکن نامه اعمال مرا

من به امید عطای تو خطا کار شدم

~~~~~~~~~~

 

 

 

 

 

 

 




امروز پنجشنبه نهم اسفند 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو

 

 

 

 

 

 

 




امروز یکشنبه پنجم اسفند 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

جان فدا کردن براي دوست چندان مشکل نيست،پيدا کردن دوستي که ارزش جان فدا کردن را داشته باشد مشکل است

 

خيلي تلخه ببيني يه اهو اسير چنگال يه شير شده ولي تلخ تر اينه که ببيني يه شير اسير چشماي يه اهو شده

 

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست
دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست

 

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست

 

 

 

 

 

 

 

 




امروز چهارشنبه یکم اسفند 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

چهار روش برای اتلاف وقت وجود دارد:

 

کار نکردن،کم کار کردن،بد کار کردن،و بیهوده کار کردن

 

چهار نفر بودند به نام های همه کس ،یک کس،هر کس و هیچ کس.روزی یک کار

 

مهم وجود داشت که باید انجام می شد .همه کس می دانست که یک کسی  آن را انجام

 

خواهد داد،هر کسی می توانست آن را انجام دهد، اما هیچ کس آن را انجام نداد.یک

 

کسی از این موضوع عصبانی شد، به خاطر این که این وظیفه همه کس بود.

 

 

همه کس فکر می کرد ،یک کسی آن   کار را انجام می دهد،اما هیچ کس نفهمید ،که

 

هر کسی آن را انجام نخواهد داد.

 

سر انجام کاری را که همه کس می توانست انجام دهد ،هیچ کس انجام ندادو هر کس ،

 

یک کسی را مقصر می دانست.

 

 

مجله دانش و کامپیوتر

 

 

 

 




امروز دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

ضدحال های موجود در اینترنت:

1.       میری تو یه وبلاگ میبینی موزیک قالبش آهنگه شماعی زاده است

2.       یه فایل زیپ دانلود میکنی به جز آنفولانزای مرغی تمام ویروس ها توش هستن

3.       تو گوگل سرچ میکنی "کرگدن" عکس خودتو پیدا میکنه

4.       بعد از کلی کار و خستگی میری اینترنت میبینی یاهو هم فیلتره

5.       داری واسه استادت ای میل میزنی یهو کارتت تموم میشه

6.       میری تو کافی نت دانشگاه میبینی فقط سایت لبیک دات کام بازه

7.       رو لینک فقط بالای ١٨ سال کلیک میکنی میری تو سایت عمو پورنگ

 

 




امروز شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

ولادت هفتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت امام موسی کاظم (ع) را به تمام شیعیان در سرتاسر گیتی پهناور تبرک عرض نموده ظهور امام زمان (عج) فرزند بزرگوار آن حضرت را از درگاه ایزد منان خواستارم.

هفت سخن گهربار از هفتمین نور تابناک مقام والای امامت امام موسی کاظم(ع):

۱-   مصیبت برای شکیبا یکی است و برای بی تابی کننده دوتاست

۲-برای هر چیزی دلیلی باید ، و دلیل خردمند تفکر است ، و دلیل تفکر خاموشی

۳- همنشینی با اهل دین ، شرف دنیا و آخرت است

۴- نماز نافله راه نزدیک شدن هر مؤمنی به خداوند است

۵-کمک به ناتوان از بهترین صدقه است

۶- سختی ناحق را آن کس شناسد که بدان محکوم گردد

۷-مهرورزی و دوستی با مردم ، نصف عقل است

 

 

 

 

 




امروز جمعه بیست و ششم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

خصوصیات افراد بر اساس گروه خونی

A:آرام ،مغرور، تو دار و تابع قانون و در رشته مهندسی و کامپیوتر و حسابداری می تواند پیشرفت کند

B:عاطفی ، حساس ، مستقل، انعطاف پذیر، صریح الهجه،دهان لق روز نامه نگارو نویسنده، هنرمند و کار های آنان غیر قابل پیش بینی

AB:منطقی ،حسابگر، عاقل رو راست و امین و درستکارو صادق، اگر عصبانی شود نمی بخشد.در شغلهای قضاوت –کارمندی-مدیریت می تواند موفق شود.

O:توانمند-آینده نگر-اندیشمند-سیاست مدارو ورزشکاران موفقی می شوند

 

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 

____________***__*_**** ___________
____________**__**_____* __________
___________***_*__*_____* _________
__________****_____**___****** ____
_________*****______**_*______** __
________*****_______**________*_**
________*****_______*_______* _____
________******_____*_______* ______
_________******____*______* _______
__________********_______* ________
__***_________**______** __________
*******__________** _______________
_*******_________* ________________
__******_________*_* ______________
___***___*_______** _______________
___________*_____*__* _____________
_______****_*___* _________________
_____******__*_** _______________
____*******___** __________________
____*****______* __________________
____**_________* __________________
_____*_________*

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.

به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!

ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند.

عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.

كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!

مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.

روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!

كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد.

گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.

از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم.

به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.

چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد.

 

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

ای قوم به حج رفته ،کجایید،کجایید؟

معشوق همین جاست،   بیایید، بیایید

 

معشوق تو همسایه و   دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما در چه  هوایید؟

 

گر صورت بی صورت معشوق  ببینید

هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

 

ده بار از  آن راه  بدان  خانه   برفتید

یک باراز این خانه بر این بام   برآیید

 

آن خانه لطیف است ،نشا نهاش بگفتید

از خواجه آن   خانه    نشانی   بنمایید

 

یک دسته گل کو،اگر آن باغ بدیدیت ؟

یک گوهر جان کو ، اگر از بحر خدایید؟

 

با این همه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس که بر گنج شما ،پرده شمایید

 

 

 

 

مولوی

 

 

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 

هر چي بگم از بدي هات ؛ بازم تمومي نداره            حقته كه اين روزگار ؛ پا روي قلبت بزاره

حقته كه بشكني ؛ به گريه هات خنده كنم                  اون دل جنس سنگتو ؛ پيش چشام بنده كنم


دوري و دوستي شد برام ؛ يه زخم كهنه عميق


ديگه تموم عشق ما ؛ برو رفيق نا رفيق

يادت مي ياد اون روزي كه ؛ منو گذاشتي سر كار   گفتي كه عاشق شدي ؛ می موني تا هميشه يار

بعد يه عمر با وعده هات ؛ حوصله من سر اومد      ديدي نگاه عاشقت ؛ دروغگو از آب در اومد


دوري و دوستي شد برام ؛ يه زخم كهنه عميق


ديگه تموم عشق ما ؛ برو رفيق نارفيق

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

يه دوست خوب توي اين دنياي بد مثل يه فنجون قهوه مي مونه نمي تونه فضا رو گرم كنه ولي دلت رو گرم مي كنه

 

 

اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتراست آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم (شكسپير)

 

خدا به انسان دو چشم ولي يك زبان عطا كرده است تا دو برابر آنچه را كه مي گويد به چشم ببيند (ادموند گولدين)

 

هیچ وقت نمی توانید با مشت گره کرده دست کسی را به گرمی بفشارید

 

شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن

از کنارت رفته ام ولی فراموشم نکن

 

 

خدايا عاشقم عاشقترم كن

سراپا آتشم خاكسترم كن

 

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

عشق يعني خاطرات بي غبار

دفتري از شعر و از عطر بها

عشق يعني يك تمنا، یک نیاز

زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

عشق يعني چشم خيس مست او

زير باران دست تو در دست او

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

چت با خدا

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم
گفتی: فانی قریب
     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم 
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ...  توبه می‌كنم

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك 
گفتی: الیس الله بكاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی.

 

 

 

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.


براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

خودكم بيني ، غصه گذشته را خوردن ونگران آينده بودن خسارات جبران ناپذيري به بار مي آورد.

--

سكوت سرشار از ناگفته هاست.

---

بهترين لحظات خوشبختي زماني است

که در انتظار آنيم

نه زمانيکه به خوشبختي مي رسيم

---

در اين زندگي هر چيز ديدني ارزش ديدن و هر چيز شنيدني ارزش شنيدن ندارد

---

رود بدون کناره مردابي بزرگ است .

---

اشتباه کوچک وجود ندارد .

---

کافي نيست که به گامهاي بالا روندگان خيره شويم ، بايستي که خود نيز نردبان را بالا رويم .

---

همه پسند بودن زودگذر است ، محترم بودن جاوداني است .

---

عشق  راه به رفتن است نه رسيدن.

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 

ای غائب از نظر به خدا می سپارمت                جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک                           باور مکن که دست ز دامن بدارمت
محراب ابرویت بنما تا سحر گهی                        دست دعا بر آرم و بر گردن آرمت
گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی                            صد گونه جادوئی بکنم تا بیارمت
خواهم که پیش میرمت ای بیوفا طبیب                      بیمار بازپرس که در انتظارمت
صد جوی آب بسته هم از دیده از کنار                  بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت
خونم بریز و ز غم عشقم خلاص ده                             منت پذیر غمزه خنجر گذارمت
میگردم و مرادم از این سیل اشک بار                    تخم محبت است که در دل بکارمت
بارم ده از کرم سوی خود تا بسوزد دل                در پای دم به دم گهر از دیده بارمت
حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست       فی الجمله می کنی و فرو می گذارمت

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 آدمك آخر دنياست بخند.آدمك مرگ همينجاست بخند.دست خطي كه تو را

عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخند.آدمك خر نشوي گريه كني.آن

خدايي كه بزرگش خواندي بخدا مثل تو تنهاست بخند .

 

لذت عشق زماني است که آن را نثار مي کني بيشتر از

زماني است که دريافتش مي کني

 

زندگی پژمردن یک برگ نیست بوسه ای در کوچه های مرگ نیست زندگی

یعنی ترحم داشتن با شقایقها تفاهم داشتن

 

كاش ميشد بر جدايي خشم كرد شاخه هاي نسترن را با تواضع پخش كرد

كاش ميشد خانه اي از مهر ساخت مهرباني را در آن سرمشق كرد روي

دلهايي حقيقي نقش كرد

گفته اي زيبا از امير مومنان :گریه نکردن از سختی دل است. سختی دل از گناه زیاد است. گناه زیاد از آرزوهای زیاد است. آرزوهای زیاد از فراموشی مرگ است. فراموشی مرگ از محبت به مال دنیاست. محبت به مال دنیا سرآغاز تمام خطاهاست

 

عقل بی عاطفه خطرناک است و عاطفه بدون عقل قابل اعتماد نیست، آدم کامل آن است که هم عقل دارد و هم عاطفه.        ویلیام تن

وقتی انسان دوست واقعی دارد كه خودش هم دوست واقعی باشد.    آمرسون

 

 

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

نكات شيرين درباره ي ازدواج

 1- هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلماني)

2- مردي كه به خاطر " پول " زن مي گيرد، به نوكري مي رود. ( ضرب المثل فرانسوي )

3- لياقت داماد ، به قدرت بازوي اوست . ( ضرب المثل چيني )

4- زني سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يوناني )

5- زن عاقل با داماد " بي پول " خوب مي سازد. ( ضرب المثل انگليسي )

 6- زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسي )

 7- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي مي كنند. ( ضرب المثل آلماني )

8- داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت . ( ضرب المثل لهستاني )

9- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد. ( ضرب المثل ايتاليايي)

10-داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي .( ضرب المثل فرانسوي )

11- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير. ( ضرب المثل ايتاليايي )

12- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجاني )

 13- برا ي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني . ( ضرب المثل چيني )

 14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چيني )

15- اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايي)

16- اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركي )

17- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب مي شود. (ماري آمپر)

18- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهي خوب مي شود و گاهي هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايي )

19- ازدواج ، زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است . ( ضرب المثل فرانسوي )

 20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است . ( سقراط )

21- ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )

22- ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد، براي پول هم از بين مي رود. ( رولاند )

 23- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )

 24- اگر كسي در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازي)

25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولي مي توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )

26- با زني ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما مي شد . ( بردون)

 27- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سوني اسمارت)

28- براي يك زندگي سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )

29- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " مي خواهد. ( كريستين )

30- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند. ( اسمايلز )

31- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد. ( فرانكلين )

32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

34- ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " مي شوند و اگر " بد " شد هر دو مي ميرند. ( سعيد نفيسي )

35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي ، سه سال جنگ و سي سال تحمل! ( تن )

 36- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس)

37- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

 38- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و داراي هيچ نظريه اي نيستم . ( لرد لوچستر)

39- مرداني كه مي كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق مي شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)

 40- با ازدواج ، مرد روي گذشته اش خط مي كشد و زن روي آينده اش . ( سينكالويس)

 41- خوشحالي هاي واقعي بعد از ازدواج به دست مي آيد . ( پاستور )

42- ازدواج كنيد، به هر وسيله اي كه مي توانيد. زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگي مي شويد. ( سقراط)

43- قبل از رفتن به جنگ يكي دو بار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن . ( يكي از دانشمندان لهستاني )

 44- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)

45- من تنها با مردي ازدواج مي كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستي)

 46- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)

47- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ي شادي همسرش بالا نمي برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش مي داند . ( جانسون )

48- زن ترجيح مي دهد با مردي ازدواج كند كه زندگي خوبي نداشته باشد ، اما نمي تواند مردي را كه شنونده خوبي نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)

49- اصل و نسب مرد وقتي مشخص مي شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا مي كنند. ( شاو)

50- وقتي براي عروسي ات خيلي هزينه كني ، مهمان هايت را يك شب خوشحال مي كني و خودت را عمري ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندي )

 51 – هيچ زني در راه رضاي خدا با مرد ازدواج نمي كند. ( ضرب المثل اسكاتلندي)

 52 – با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي كن . ( ضرب المثل آلماني )

 53 – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره ي آن اظهار نظر كني . ( شارل بودلر )

 54 – دوام ازدواج يك قسمت رويِ محبت است و نُه قسمتش روي گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندي )

 55 – ازدواج پديده اي است براي تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )

 56 – زناشويي غصه هاي خيالي و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل مي كند . (ضرب المثل آلماني )

57 – ازدواج قرارداد دو نفره اي است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )

58 – ازدواج مجموعه اي ازمزه هاست هم تلخي و شوري دارد. هم تندي و ترشي و شيريني و بي مزگي . (ولتر )

59– تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره آن اظهار نظر كني. ( شارل بودلر )



امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::