تبليغاتX
«دهكده زبان»
آموزش دانستنی های زبان انگلیسی

این هم چند تلفظ رایج دیگر:

 

   

Standard Form

Common Contraction

Examples

Tips

Don’t know

Dunno

I dunno more about him.

 

For

Fer

We use “it” in these cases fer the sake of grammar.

We also say:

Forgive=fergive

Forget=ferget

Give me

Gimme

Gimme my book please.

 

 

 




امروز یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

سلام به همه خوانندگان محترم دهکده آموزش زبان انگلیسی،

امروز مطلبی غیر انگلیسی رو براتون در دهکده قرار میدم که امیدوارم با استقبال شما مواجه بشه،

 

دوستان و هم وطنان عزیزی که مایلند تا نوروز در تقویم سازمان ملل به عنوان یک روز جهانی قرار بگیره به سابت زیر وارد بشن و در قسمت مستطیلی شکلی که نوشته شده clik here to sign petition کلیک کنند و سپس در قسمت Name نام خود را به طور دلخواه وارد کرده و در قسمت Email Address آدرس ای میل معتبری رو وارد کنند و نهایتا در قسمت City, Country اسم شهرو کشور رو به ترتیب وارد کنند.

بعد از طی این مراحل در انتهای صفحه بر روی Preview Your Signature کلیک کرده و سپس Approve Signature را برای تایید امضای خود کلیک کنند.

برای ورود به این سایت اینجا کلیک کنید.

 

نکته: جای بهترین کارشناس و منتقد دهکده مدتیه که خالیه، امیدوارم هرچه زودتر دوباره نظرات ایشون رو در دهکده شاهد باشیم.

 

نکته ۲: نظرات خود را در یک پست پایین تر قرار دهید.




امروز شنبه بیست و ششم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

He is selfish & he is being selfish:

تفاوت معنایی این دو عبارت تنها با معادل کردن being با behaving معلوم میشود. به عبارت دیگر he is selfish به معنای "او خود خواه است" ترجمه میشود و بدین معناست که فردی در همه امور خود خواهانه عمل میکند در صورتی که he is being selfish به این معنی است که فردی در مورد خاصی به طور خودخواهانه عمل کرده یا عمل میکند. برای نمونه:

I can’t believe he’s being so selfish in so easy a matter. He’s not usually like this.

 

He never respects to others. He is so selfish that no body can take him.

 

 

 




امروز شنبه بیست و ششم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Love stops being a joy when it stops being a secret

لذت عشق ار بین خواهد رفت اگر رازش برملا شود.

*****

The words are easy when the language is love

کلمات راحت بر زبان جاری می شوند آن هنگام که زبان از عشق ساخته شده باشد

*****

Love makes everything lovely

عشق به همه چیز رنگ و بوی عاشقانه می دهد

*****

Never frown, even when you are sad, because you never know who is falling in love with your smile

هیچ گاه چهره ات را در هم مکش حتی زمانی که غمگین هستی، زیرا هیچ گاه نمی دانی که چه کسی با لبخند تو عاشقت خواهد شد

 

 




امروز یکشنبه بیستم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

THE PARROT

There once was a man who kept a parrot as a pet. One day when he had to leave his home on business for a week, he took the parrot to a friend and said, “I am going away for a short time. Will you please look after my parrot for me?”

His friend said that he would do so, and took the parrot into his house where a cat was. The cat had never ever seen a parrot before and was wondering whether it was a bird or not. If it was a bird it would be very good to eat.

Very slowly the cat came nearer and nearer. It was thinking how comfortable it would feel after it had eaten this fine bird.

The parrot was very much afraid, but it kept quiet and didn’t move until the cat was near enough to jump. Then, suddenly, the parrot shouted, “haven’t you had your breakfast?”

Now the cat was afraid. It ran away as fast as it could. Probably it was saying to itself, “that is not a bird, it’s a man.”




امروز جمعه هجدهم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

What doesn’t ask questions but needs to be answered?

Explanation: there is something special for answering without asking any questions. You answer it with saying “Hello?”

 

 

 

 

 

Answer: The telephone




امروز چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Life ends; when you stop Dreaming,
Hope ends; when you stop Believing,
Love ends; when you stop Caring,
And Friendship; ends when you stop Sharing

 

زندگی به آخر خط می رسد آن هنگام که تو به رویاهایت پایان می بخشی

امیدها تمام می شوند وقتی که تو دیگر هیچ چیزی را باور نمی کنی

عشق به سرانجام می رسد وقتی که تو دیگر رازشی برای آن قایل نمی شوی

و دوستی از بین می رود آن زمان که با دیگران سهیم بودن را انکار می کنی

 

 

 

 




امروز سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

این هم تلفظ سه عبارت رایج دیگر در زبان انگلیسی:

 

 

Standard Form

Common Contraction

Examples

Tips

 

could have

could not have

 

could’a

couldn’a

 

He could’a broken the glass.

She couldn’a done this disaster.

We also use this structure for following words:

should have=should’a

shouldn’t  have=shouldn’a

would have=would’a

wouldn’t have=wouldn’a

did you

didja   or    dja

How didja go there?

How dja go there?

 

doesh she

dushi

Dushi work here?

We pronounce “u” in dushe as in “umbrella”

 

 

 




امروز دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Love is like playing the piano. First you must learn to play by the rules....! Then you must forget the rules and play from your heart!!!!

عشق مانند اجرای پیانو است. ابتدا باید اجرا را با استفاده از قوانین یاد بگیری...!

سپس باید قوانین را به فراموشی سپاری و از صمیم قلب بنوازی!!!

*****

Anger is only one letter shorter than danger.

عصبانیت در زبان انگلیسی تنها یک حرف کمتر از خطر دارد.

*****

If someone betrays you once, it is his fault; if he betrays you twice it is your fault...

اگر کسی یک بار به تو خیانت کرد این اشتباه اوست، اگر دو بار این کار را کرد این اشتباه توست

*****




امروز یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Have got & have:

این دو عبارت در سه موقعیت میتوانند کاملا هم معنا بوده و به جای هم به کار روند که این سه موقعیت عبارتند از بیماری ها، نسبت های فامیلی و مالکیت اموال. البته باید به این نکته توجه داشت که have got کاربرد غیر رسمی دارد و have کاربرد رسمی.

They’ve got a new car.    Or     They have a new car.

Tom’s got two sisters.     Or     Tom has two sisters.

I’ve got a cold.                  Or     I have a cold.

 

نکته ای که باید در کاربرد این دو عبارت به کار بست این است که گذشته هر دوی این عبارات had میباشد و عبارتی به شکل had got وجود ندارد.

 

اما ساختار سوالی و منفی این دو عبارت را با نمونه های زیر لمس کنید:

Have you got any question?         

 I haven’t got any question.      Or      I’ve got no question.

Do you have any question?          

I don’t have any question.       Or      I have no question.

Have you any question?                

I haven’t any question.             Or      I have no question.

 

Has she got a car?                         

She hasn’t got a car.                   Or      She’s got no car.

Does she have a car?                  

  She doesn’t have a car.              Or      She has no car.

Has she a car?                                

 She hasn’t a car.                         Or       She has no car.

 

دقت کنید که ساختار اختصاری برای  has به صورت s/he hasn’t می باشد و استفاده از s/he’s not کاملا غلط بوده و ممکن است تفاوت معنایی و یا نبود معنای درست در جمله شود:

She hasn’t a car. (=She doesn’t have a car)

She’s not a car. (=?)

 

 

 




امروز جمعه یازدهم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

اکنون نحوه تلفظ عبارات زیر را یاد بگیرید:

 

Standard Form

Common Contraction

Examples

Tips

because

‘cause

She’s always in good health ‘cause she eats healthy foods.

 

can

c’n

I c’n manage it myself.

 

 

 

come

 

 

c’m

 

 

C’m and see us as soon as possible.

We’re not supposed to use “c’m” at the end of a sentence.

 

 

 




امروز پنجشنبه دهم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

What word of only three syllables contains 26 letters?

Explanation: Think of what contains 26 letters. It helps you to find the answer.

 

 

 

 

 

 

Answer: Alphabet = (26 letters)

 




امروز چهارشنبه نهم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Gone (to) & been (to):

این دو عبارت با هم تفاوت معنایی بزرگی دارند که البته در فارسی می توان آنها را با یک لفظ و دو معنا به کار برد به این صورت که هر دوی آنها را میتوان به معنای رفتن (به) ترجمه کرد اما been to یعنی فردی به مکانی رفته و اکنون برگشته سات در صورتی که gone to  به این معناست که آن فرد به جایی رفته ولی هنوز از آنجا برنگشته است. برای یادگیری این موضوع و درک نحوه استفاده از آن به مثال های زیر نگاهی بیندازید:

Cathy is on holiday. She has gone to Iran since last week. (=She is in Iran at the moment)

 

1st: Have you ever been to Iran?

2nd: Yeah, I’ve been to Iran for five times and it’s the 6th time I go to Iran so far.

 




امروز چهارشنبه نهم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed.

زندگی مشکلی نیست که بخواهیم آن را حل کنیم، نعمتی است که باید از آن لذت ببریم

*****

The best way to escape from a problem is to solve it.

بهترین راه برای خروج از یک مشکل حل کردن آن است




امروز سه شنبه هشتم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

A man hires a blonde to paint strips down a road, but she has to keep the contract and do at least four miles each day. The first day, the blonde does 8 miles. The boss is extremely impressed. The second day the blonde does four miles. The boss is somewhat impressed, but not as much as before. The third day, the blonde does two miles. The boss thinks she is just having a bad day, so he still lets her keep the job. The fourth day, the blonde does only one mile. The boss asks: “you were doing so well before. Why aren’t you doing well now?” the blonde replies: “I can’t get far because each day I’m getting further and further away from bucket.”

 

مردی کارگری (خانم) را برای خط کشی جاده ای استخدام می کند با این شرط که کارگر هر روز حداقل چهار مایل پیشروی داشته باشد. روز اول، هشت مایل خط کشی می شود. مرد به شدت تحت تاثیر کار کارگرش قرار می گیرد. روز دوم، چهار مایل خط کشی می شود. مرد باز هم راضی است اما نه مثل سابق. روز سوم، دو مایل پیشروی در کار مشاهده می شود. مرد با خود فکر می کند شاید امروز روز خوبی برای کارگرش نبوده، برای همین هم به او اجازه می دهد تا کارش را ادامه دهد. روز چهارم، تنها یک مایل از جاده خط کشی می شود. صاحب کار می پرسد: "شما خوب کارتون رو انجام میدادین. چرا حالا مثل سابق کارتون رو انجام نمی دین؟" کارگر در جواب می گوید:" من نمی تونم مثل هر روز پیش روی داشته باشم چون هر روز دارم از سطل رنگ دورتر میشم."




امروز دوشنبه هفتم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

با عرض سلام خدمت شما خوانندگان محترم دهکده، ترجمه متن تهاجم فرهنگی یا غرب زدگی را می توانید در ادامه مطلب مشاهد نمایید.


ادامه ماجرا



امروز شنبه پنجم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

از این پس بخش تلفظ نیز به دهکده آموزش زبان انگلیسی افزوده می شود. در این قسمت شما را با نحوه تلفظ عبارات کاملا متداول زبان انگلیسی آشنا میکنیم و هر بار سه عبارت:

 

Standard Form

Common Contraction

Examples

Tips

and

‘n

Cathy ‘n Jim held their anniversary last week.

 

are

‘r

All my friends ‘r taller than me.

 

 

 

are you

 

 

ya

 

 

Ya on your way back home?

What ya doing?

“are you” is contracted to “ya” only when followed by some words. For example, we can’t use “how ya?”  but we can use “How ya doing?”

 




امروز شنبه پنجم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Didn’t need to (do) & needn’t have (done):

تفاوت بین این دو در این است که هنگامی که از didn’t need to do اسنفاده میکنیم، منظورمان این است که ما میدانستیم که انجام کاری لازم نیست و آنرا انجام  دادیم یا ندادیم ولی needn’t have done به این معنی است که ما نمی دانستیم که انجام کاری لازم نیست و آنرا انجام دادیم و سپس از انجام آن پشیمان شدیم.

برای درک بهتر این موضوع به مثال های زیر توجه نمایید:

I didn’t need to get up early, so I didn’t.

I didn’t need to get up early, but it was a lovely morning, so I did.

I got up very early because I had to get ready to go away. But in fact it didn’t take me long to get ready. So, I needn’t have got up so early. I could have stayed in bed longer.

 

 

 




امروز پنجشنبه سوم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

STOPPING HICCUPS

It was once believed that a person with hiccups was possessed by the devil. Many remedies are supposed to stop hiccups, such as scaring the person and having the person hold her nose while drinking water.

توقف سکسکه

یک باور عمومی وجود داشت که شخصی که سکسکه می کند گرفتار شیطان شده است. روش های درمان بسیاری برای توقف سکسکه پیش بینی شده است، مثل ترساندن شخص یا این که وی را وادار کنیم که بینی اش را هنگامی که آب می نوشد بگیرد.

 

Example conversation: Sally couldn’t get her daughter to stop hiccupping. She tried to scare her by making a loud noise. When that didn’t work she had her daughter take small drinks of water while holding her nose. At last, the hiccups stopped.

 

مکالمه نمونه: سالی نمیتونه سکسکه دخترش رو بند بیاره. اون سعی کرد دخترش رو  با یه صدای بلند بترسونه. وقتی که این کارش به جایی نرسید، دخترش رو مجبور کرد که همزمان که بینیشو گرفته چند قلپ آب بنوشه. آخر سر سکسکه دخترش بند اومد. 

 

 

 




امروز چهارشنبه دوم بهمن 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::