To realize
To realise
The value of ten years
Ask a newly Divorced couple
اگر به دنبال یافتن ارزش ده سال هستی
از زوجی که به تازگی از هم طلاق گرفته اند بپرس
To realize
The value of four years
Ask a graduate
برای فهم ارزش چهار سال
از کسی که فارغ التحصیل شده است سوال کن
To realize
The value of one year
Ask a student who Has failed a final exam
برای درک ارزش یک سال
از دانش آموزی که در امتحان پایان سال مردود شده است
سوال کن
To realize
The value of nine months
Ask a mother who gave birth to a still born
برای فهم ارزش نه ماه
از مادری که بچه ای مرده به دنیا آورده است بپرس
To realize
The value of one month
Ask a mother who has given birth to a premature baby
برای این که ارزش یک ماه را درک کنی
از مادری که بچه ای ناقص الخلقه(بچه ای که زودتر از زمان به رشد کافی رسیدن به دنیا آمده باشد) را به دنیا آورده است سوال کن
To realize
The value of one hour
Ask the lovers who are waiting to Meet
برای این که ارزش یک ساعت را متوجه شوی
از عاشقان پیشگانی که منتظر رسیدن ساعت ملاقاتشان اند بپرس
با عرض سلام به همه شما همراهان هميشگی دهکده
در اين مطلب يک مطلب گرامری به صورت "ارائه در کلاس" آماده شده که شما ميتونيد با مراجعه به ادامه مطلب به اون دسترسی داشته باشيد.
ضمنا با نظرات خوبتون دهکده رو روز به روز بهتر کنيد.
ممنون
خدانگهدار
The Horse and Groom
A Groom used to spend whole days in currycombing and rubbing down his Horse, but at the same time stole his oats and sold them for his own profit. "Alas!" said the Horse, "if you really wish me to be in good condition, you should groom me less, and feed me more."
اسب و مهتر
مهتری عادت کرده بود که هر روز به قشو کردن و تمیز کردن اسبش بپردازد، ولی در همان حال به دزدیدن جوی اسب می پرداخت و آن را برای خودش به فروش میرساند. اسب گفت: " افسوس! اگر تو واقعا دوست داری که من در بهترین شرایط خود به سر ببرم، باید کمتر مرا قشو کنی و بیشتر به من غذا دهی."
The Cat and the Cock
A Cat caught a Cock, and pondered how he might find a reasonable excuse for eating him. He accused him of being a nuisance to men by crowing in the nighttime and not permitting them to sleep. The Cock defended himself by saying that he did this for the benefit of men, that they might rise in time for their labors. The Cat replied, "Although you abound in specious apologies, I shall not remain supperless"; and he made a meal of him.
گربه و خروس
گربه ای خروسی را دزدید و با خود فکر کرد چگونه بهانه قابل قبولی برای خوردن خروس بیابد. گربه خروس را به خاطر آزار دادن مردم به وسیله بانگش در سحرگاه متهم کرد و گفت که تو نمی گذاری که مردم درست بخوابند. خروس با اظهار این موضوع که این کار او به نفع مردم است و باعث میشود آنها برای رسیدن به لقمه نانی از خواب بیدار شون از خود دفاع کرد. گربه در جواب گفت:"اگر چه تو با بهانه های در ظاهر صحیح از خود رفع اتهام میکنی اما من نمی توانم از غذای خود صرف نظر کنم" و خروس را خورد.
Also, as well & too
این سه کلمه دارای معنای کاملا یکسان بوده ولی جایگاه یکسانی در عبارات وصفی، قیدی و ... ندارند. Also معمولا همراه با فعل و در وسط جمله به کار میرود. این در حالی است که از as well و too در انتهای این عبارات یا در انتتهای جمله به کار میروند. عبارت as well در انگلیسی امریکایی کاربرد چندانی ندارد. برای درک بهتر جایگاه کاربرد این کامات بهتر است به مثال های زیر توجه فرمایید:
She not only sings; She also plays the piano.
She not only sings; She plays the piano as well.
She not only sings; She plays the piano too.
نکته: در جملات امری و هم چنین در جواب های کوتاه از as well و too می توانیم استفاده کنیم اما از also نمی توان استفاده کرد.
Give me some bread as well, please.
She’s nice. ~Her sister is as well.
I’ve got a headache. ~I have too.
نکته: در زبان رسمی و یا ادبی می توان too را دقیقا بعد از فاعل و بین دو کاما استفاده کرد:
I, too, have experienced despair.