If you want to be successful then do this:
Look at your past by forgiveness
Look at your now with pathetic
And then
Look at your future with HOPE
اگر می خواهی به موفقیت دست پیدا کنی این کارها را انجام بده:
به گذشته با گذشت نگاه کن
به حال با رقت و دلسوزی نگاه کن
و سپس
به آینده ات با امید نگاه کن
Cover your mouth when you yawn
An old superstition says that yawning is caused by the devil and that evil spirits enter the body when your mouth is open wide. Covering your mouth stops them. Now it is simply considered rude not to cover your mouth when you yawn. It is also believed that watching someone else yawn will cause you to yawn too.
هنگامی که خمیازه می کشی جلوی دهانت را بگیر
یک خرافات قدیمی می گوید که شیطان باعث خمیازه کشیدن می شود و این که هنگامی که آدم خمیازه می کشد ارواح خبیث وارد بدن انسان می شوند. گرفتن جلوی دهان مانع آنها می شود. هم اکنون اگر هنگامی که خمیازه می کشی جلوی دهانت را نگیری نوعی بی ادبی تلقی می شود. این باور نیز وجود ددارد که اگر به کسی که خمیازه می کشد نگاه کنی، خمیازه ات می گیرد.
Example conversation:
A: Oh, I just can’t stop yawning.
B: At least you could cover your mouth.
A: Sorry. I didn’t mean to be so rude, but I’ve been studying since early this morning.
B: I know, but yawning is catching. If you don’t stop, I’ll soon start.
مکالمه نمونه:
اولی: اه، نمی دونم چرا همش دارم خمیازه می کشم.
دومی: لا اقل می تونی جلوی دهنت رو بگیری.
اولی: متاسفم. من نمی خواستم بی ادبی کرده باشم، اما از صبح زود تا حالا داشتم یه سره درس می خوندم.
دومی: می دونم، اما خمیازه واگیر داره. اگه تمومش نکنی منم کم کم خمیازم می گیره.
Alike
این صفت به معنای "شبیه به هم" می باشد. به نمونه های زیر توجه بفرمایید:
The two boys are alike in looks, but not in personality.
He’s like his brother (not He’s alike his brother).
نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که alike را معمولا قبل از اسم به کار نمی بریم، مثلا:
His two daughters are very much alike.
He’s got two very similar looking daughters (not … alike daughters).
اي منتظران دميد خورشيد اميد
طي شد شب هجر و موسم وصل رسيد
بفرست زِ جان به عشق مهدي صلوات
زيرا كه بود به شيعه اين عيد سعيد
میلاد مبارک آخرین ستاره تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت صاحب الزمان، مهدی موعود، بر همه شیعیان و عاشقان آن حضرت مبارک باد.
ByMySide چهارمين ورژن از برنامه E504 است كه برنامه اي براي استفاده ساده تر و مؤثرتر از كتاب 504 كلمه است كه قابليت هاي بسياري به آن افزوده شده تا فرآيند يادگيري را لذت بخش و كامل تر كند .در ورژن جدید سعي شده تا حد ممكن محيط برنامه ساده باشد تا موجب نهايت تمركز روي درس و 12 كلمه آن شود . در اين راستا تنظيمات بي مورد حذف شده و شما در مسيري تعيين شده توسط برنامه حركت مي كنيد . به عبارتی شما باید مانند یک بازی کامپیوتری این برنامه را مرحله به مرحله یاد بگیرید . درس ها هر كدام به عنوان يك مرحله در نظر گرفته مي شود (۴۲ مرحله ) كه تنها در صورتي مي توانيد به مرحله بعد برويد كه به سوالات مطرح شده در قسمت املا ومعني پاسخ بگوييد . هدف از اين كار جلوگيري از پراكنده خواني و گشت زدن بي مورد در ميان درس ها بوده است كه عامل اصلي ناتمام ماندن كتاب هاي كاغذي است . در ضمن باعث ايجاد اشتياق براي ياد گرفتن درس و رفتن به مرحله بعد خواهد شد .
در كتاب 504 تصويري براي داستان كوتاه نمي بينيد در حالي كه در اين ورژن ما براي هر كدام از ريدينگ ها تصويري تا حد امكان نزديك به موضوع قرارداده ايم تا تصوري از موضوع اصلي متن در خواننده به وجود آيد .
از نكات ديگرگرافيك زيباي برنامه است كه وقت زيادي روي آن صرف شد ، محيط فعلي نرم افزار بارها و بارها تغيير كرده و از ميان دهها طرح مختلف انتخاب شده است .
اولین نرم افزار آموزشی زبان ایرانی که در طول تقریبا یکسال توزیع آزمایشی در کشورهای آسیای جنوب شرقی طرفداران بسیار ی پیدا کرده است .
برای خرید این برنامه مراحل زیر را انجام دهید :
1. به آدرس s8py@yahoo.com ایمیل بفرستید .
2 . ما در سریعترین زمان ممکن برنامه و نحوه ی ارسال پول را به شما ارسال خواهیم کرد .
3. با نصب برنامه شما Productkey خود را برای ما می فرستید یا sms کنید.
4. reg key برای شما ارسال خواهد شد .
مبلغ دریافتی برای این سری ( تا نیمه مرداد) فقط 1000 تومان (یعنی حدود یک سوم قیمت کتاب کاغذی 504 است!) شما می توانید اگر کارت اینترنتی دارید از طریق اینترنت یا در یک دستگاه خود پرداز این مبلغ را به آسانی بپردازید .
برای آشنایی با قدرت و کارایی برنامه ما می توانید نسخه آزمایشی که در گروه sysengsoftموجود است نصب کنید . این برنامه با محیطی جذاب ، فرآیند یادگیری طوفانی و کتاب جادویی 504 می تواند سطح زبان شما را بسیار بالا ببرد .
پسر کشاورز
تونی و مادرش وسط شهر بود که سوار اتوبوسی شدند. ابتدا اتوبوس از میان خانه های کوچک و خاکستری فام عبور می کرد. سپس اتوبوس از شهر خارج شد و وارد جاده ای قدیمی شد.
اتوبوس در هر روستا یک بار توقف می کرد. تونی مزارع سبز و روستاهای کوچک و ساکت را می دید. هر خانه ای دارای یک باغ بود. بوی گل ها از داخل پنجره باز اتوبوس به مشام می رسید.
مطلبی که باید در این جا به آن اشاره کنم این است که با توجه به راه اندازی دهکده آموزش زبان انگلیسی در صفحه یاهو ۳۶۰ از خوانندگان محترمی که دارای صفحه ۳۶۰ هستند تقاضا دارم با اضافه کردن نام این صفحه در فهرست دوستان یاهو ۳۶۰ خود به فعال سازی هر چه زودتر این وبلاگ کمک کنند و از مزایای این کمک از جمله آگاه ساختن ایشان در مورد به روز رسانی وبلاگ از طریق ای میل و یاهو مسنجر بهره مند شوند.
شما خوانندگان محترم می توانید با کلیک بر لینک زیر به این سایت وارد شوید:
دهکده آموزش زبان انگلیسی در یاهو 360
ممنون و متشکر
بهنام کیماسی
A farmer’s boy
Tony and his mother got a bus in the middle of the town. At first they drove through streets of small, grey houses. Then the bus left the town and drove along a country road.
The bus stopped in every village. Tony saw green fields and small quiet villages. Every house had a garden. The smell of the flowers came in through the open windows of the bus.
At last the bus stopped. Tony could see a river and an old bridge. A small road ran across the bridge, through the fields and over a hill. “Come on, Tony,” said ...
What comes in a minute, twice in a moment but not once in thousand years?
Explanation: look at the letters of every word and then you’ll be able to answer the riddle.
Answer: The letter “m”
All are not thieves that dogs bark at
معنی : همه آنهایی که سگ به آنها پارس می کند دزد نیستند
معادل فارسی : نه هر سرخی بود مرجان نه هر سبزی بود مینا
ضرب المثل مشابه :
Never judge by appearances
*****
All cats are gray in the dark
معنی : همه گربه ها در تاریکی خاکستری هستند
*****
All fellows in football
معنی : در فوتبال رفیق باش
معادل فارسی : بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره
If you get a chance, take it.
If it changes your life, let it.
Nobody said that it'd be easy,
They just promised it would be worth it.
اگر شانسی پیدا کردی از آن استفاده کن
اگر زندگی ات را تغییر می دهد بگذار این کار را بکند
هیچ کس نمی گوید که این کار آسان است
اما همه قول می دهند که این کار ارزش زیادی دارد
Across and through
تفاوت میان این دو کلمه در این است که through برای بیان حرکت در یک فضای سه بعدی به کار میرود در حالی که across برای بیان حرکت در یک فضای غیر سه بعدی به کار میرود. برای فهم بهتر این مطلی به مثال های زیر توجه کنید:
We walked across the ice.
I walked through the wood.
We drove across the desert.
We drove through several towns.
نکته : درک واقعی تفاوت بین این دو کلمه هر چند آسان اما تنها در سطوح پیشرفته زبان انگلیسی ممکن است. پس اگر این مطلب گرامری را یاد نگرفته اید، هیچ نگران نباشید و اگر آن را به آسانی فرا گرفته اید به گرامر زبان انگلیسی خود امیدوار باشید.
AN ITCHY NOSE PREDICTS A QUARREL
There are many superstitions about itching. For example, an itchy nose means you are going to have a quarrel with someone.
بینی که می خارد نشانه دعواست
اعتقادات عام بسیاری در مورد خاریدن وجود دارد. برای مثال، بینی ای که می خارد نشانه این است که تو به زودی با کسی دعوا خواهی کرد.
Example conversation:
A: I’ll see you later.
B: Where are you going? You just got here.
A: Yeah, and in five minutes I’ve been here. You’ve scratched your nose a dozen times. I’m no in mood for a quarrel.
مکالمه نمونه:
اولی: بعدا می بینمت.
دومی: کجا؟ تو که تازه اومده بودی.
اولی: آره، تا پنج دقیقه دیگه هم بر میگردم. تو خیلی بینیت رو می خارونی. من حال و حوصله دعوا ندارم.
I discovered the secret of the sea in meditation upon the dewdrop.
من راز راز دریا را هنگام تامل روی شبنمی دریافتم.
Where can I fine a man governed by reason instead of habits and urges?
کجا می توانم بیابم انسانی را که تحت فرمان عقلش باشد و نه در انقیاد عادات و تمناهایش؟
As one’s gift increase, his friends decrease.
کسی که توانایی هایش افزایش می یابد، دوستانش کم می شود.
برگرفته از کتاب "صدای بال برفی فرشتگان" که شامل جملاتی از جبران خلیل جبران می باشد.
The sick man
One day a woman went to the house of a doctor. She said to the doctor, “My husband is very ill, and he can’t work. Will you please come to see him?”
The doctor followed the woman to her home. He saw that they were very poor people. There was no food in the house, and the rooms were very cold. The doctor looked at the sick man. Then he said to the woman, “Come to my house this afternoon and I’ll give you something. It’ll help your husband.”
In the afternoon the woman went to the doctor’s house. He gave her a box and he said, “Take this to your husband. It will make him feel better.”
When the woman reached her home, she opened the box. It was full of money. She went to the shops, and bought some food. She also bought wood to make a fire. Soon her husband was well again.
کلمات جدید:
Make: باعث شدن
Reach: رسیدن
Wood:چوب
این مصدر برای معنای "مسافرت کوتاهی داشتن" به کار میرود. به مثال های زیر توجه فرمایید تا معنای درست این عبارت را درک کنید:
I’m going over to John’s.
Shall we drive over and see your grandfather?
Don't fight too much. Or the enemy would know your art of war.
زیاد مبارزه نکن تا دشمن نتواند روش مبارزه تو را متوجه شود.
*****
You won't get a second chance to make the first impression.
تو شانس دیگری برای اعمال تاثیری که قبلا داشته ای نداری.
*****
There are two kinds of failure persons.
Those who only think and never do and who do without thinking.
دو نوع از افراد هستند که همیشه تسلیم شکست می شوند.
اول گروهی که فکر می کنند ولی به فکرشان جامه عمل نمی پوشانند و دوم آنانکه بدون تفکر به کاری می پردازند.
*****
There are two kinds of fools in this world.
One who gives advice and who doesn't take it.
دو نوع آدم نادان در این جهان وجود دارد.
کسی که به آدم نادان پند می دهد و کسی که به پند دیگران توجه نمی کند (البته من به معنای واقعی این جمله شک دارم!!!).
A VISIT FROM THE STOCK
Several factors contributed to the belief in the stork as the bringer of babies. People watched the stork take care in making its home, and they noted how out of devotion it returned to the same spot each year. Also, the stork love water, and tradition held that it was in watery places that the souls of the unborn children dwelt.
کلمات جدید :
Stork: لک لک
Factor: عامل
Contribute: سهیم بودن
Devotion: از خود گذشتگی
Spot: مکان
Tradition: عقیده ی رایج
Soul: روح
Dwell (infinitive of dwelt): ساکن بودن، اقامت داشتن
"Good words anoint a man, ill words kill a man.”
John Florio, First Fruits
واژگان خوب انسان را جلا می دهد و واژگان سوء انسان را می کشد.
"Good words are worth much and cost little."
George Herbert, Jocular Pudendum
واژگان نیک بسیار با ارزش و کم هزینه هستند.
"Better a living word than a hundred dead."
W.G Benham, Quotations
یک واژه زنده از صد واژه مرده بهتر است.
"A word to the wise is sufficient."
Plautus, Persa
برای یک خردمند یک واژه کافی است. (گر درخانه کس است، یک حرف بس است.)
(با تشکر از دوست گرامی جناب آقای حامد صراف)
Across and over
این 3 کلمه در جایگاه های متفاوت نقش های مختلفی را می پذیرند که به تفاوت های بین آنها در زیر اشاره شده است:
1- طرف دیگر خط، رودخانه، جاده، پل و ...
برای استفاده در این معنی از کلمات across و over استفاده می شود. برای درک بهتر مطلب به نمونه های زیر توجه فرمایید:
His village is just across the border.
See if u can jump across the stream.
2- روی سطح چیزی (به صورت عمودی)
برای بیان این حالت از کلمه over استفاده می کنیم. برای نمونه به مثال زیر توجه کنید:
Why are you climbing over the wall? (Not…across the wall)
3- روی سطح چیزی(به صورت افقی)
برای بیان این حالت از کلمه across استفاده می کنیم. به مثال های زیر توجه کنید:
He walked right across the desert.
It took them six hours to row across the lake.
Smell a rat
Meaning into English: feel that something is wrong
بو بردن( از اشتباه یا خیانت یا نظایر آن)
*****
Example dialogue:
How come the front door is open? Didn’t you close it before we went shopping?
I’m sure I did. I can’t understand it.
Frankly, I smell a rat.
Me too. I’m convinced that something is definitely wrong here.
We’d better call the police.
مکالمه نمونه:
چرا در خونه بازه؟ مگه درو وقتی می خواستیم بریم خرید نبستی؟
من مطمئنم که بستمش. نمیفهمم چی شده.
ظاهرا یه اتفاقاتی داره میفته
منم همین فکرو میکنم. به نظر من هم اینجا یه خبراییه.
بهتره به پلیس زنگ بزنیم.
WHAT IS A DOUGHNUT?
Explanation: a doughnut is a fried cake shaped like a ring. In slang, dough also means “money” and nut can mean “a crazy or eccentric person.” If you are a nut for something, it means that you are extremely enthusiastic about it.
Now can you tell me what a doughnut is?
Answer: someone who is crazy about money
"All words are pegs to hang ideas on."
واژه ها میخ هایی هستند که ایده هایمان را به آنها می آویزیم.
Henry Ward Beecher, Proverbs from Plymouth Pulpit
"Alice had not the slightest idea what Latitude was or Longitude
either, but she thought they were nice grand words to say."
Lewis Carroll, Alice's Adventures in Wonderland
آلیس در مورد "طول و عرض جغرافیایی هیچ چیز نمی دانست، ولی فکر کرد که
اینها لغاتی زیبا و گرانقدر برای بیان کردن هستند.
"Good words anoint a man, ill words kill a man.”
John Florio, First Fruits
واژگان خوب انسان را جلا می دهد و واژگان سوء انسان را می کشد.
( با تشکر از دوست گرامی جناب آقای حامد صراف)
Actual and Actually
Actual به معنای "واقعا" به کار میرود.
این کلمه برای واضح کردن و شفاف سازی، رفع ابهامات و ارایه تعاریف درست به کار میرود. برای درک بهتر می توانید به مثال های زیر توجه بفرمایید :
It’s over 100 kilos. Let me look. Yes, the actual weight is 108 kilos.
I’ve got a new job. Actually, they’ve made me sales manager.
-did you enjoy your holiday? ~very much, actually.
Actual و actually گاها برای بیان عبارتی تعجب برانگیز یا ارایه اطلاعاتی که مورد انتظار شنونده نستند به کار میروند، برای نمونه:
It takes me an hour to drive at work, although the actual distance is only 20 miles.
She was so angry that she actually tore up the letter.
یکی از کاربردهای مهم دو کلمه مذکور اصلاح خطاها یا سوءبرداشت ها می باشد، نمونه های زبر به درک بهتر این مطلب کمک می کنند :
The book says she died aged 47, but her actual age was 43.
Hello John, nice to see you. ~Actually, my name’s Andy.
پسرک فقیر
اسم معلم آقای گری بود. او همانند اسمش خاکستری بود. او پیر و خاکستری فام و خسته بود. زندگی او رنگ خاکستری به خود گرفته بود: کت و شلوار خاکستری، پیراهن خاکستری، موهای خاکستری و بالاخره صورتی کشیده و باز هم خاکستری. هنگامی که آقای معلم می خندید، دانش آموزان دندان های خاکستری اش را میدیدند. اما کمتر زمانی بود که لبخند بر لیان آقای معلم باشد. آقای گری شغلش را دوست نداشت. او ...
Above & over
تفاوت معنایی این دو کلمه را در زمینه های گوناگونی باید مورد بررسی قرار داد که بنده در این جا به چند مورد اشاره میکنم :
1- Above و over هر دو می توانند به معنای "بالاتر از" به کار روند و تنها نکته ای که در این جا باید به آن توجه کرد این است که above با این معنا پرکاربردتر است.
The water came up above/over our knees.
Can you see the helicopter above/over the palace?
2- Above را می توان به این معنا به کار برد که شی ای دقیقا بالای شیء دیگری قرار نگرفته است. در صورتی که over به معنای این است که شی ای دقیقا بالای شیء دیگری قرار گرفته است.
We’ve got a little house above the lake.
3- وقتی که می خواهیم معنای پوشش یافتن چیزی توسط چیز دیگری را بیان کنیم از over استفاده میکنیم.
There is cloud over the north of Iran.
He put on a coat over his pajamas.
4- وقتی میخواهیم بگوییم که چیزی از بالای چیز دیگری گذشت از کلمه over استفاده می کنیم.
The plane was flying over Denmark.
Electricity cables stretch over the fields.
نکته ای که در این جا می توان به آن اشاره کرد این است که کلمه across نیز به معنای چهارم به کار میرود و با over در این معنا مترادف است.
5- در اندازه گیری دما، طول و نظایر آن که آن چه که اندازه گیری میکنیم در راستای عمود باشد، از above استفاده میکنیم.
The temperature is three degrees above zero.
The summit of Everest is about 8000 meters above sea level.
She’s well above average in intelligence.
6- بری بیان بیشتر بودن سن، سرعت و به طور کلی معنای "بیشتر بودن از(حدی)" از over استفاده میکنیم.
You have to be over 18 to see this film.
The police said she was driving at over 110 mph.
There were over 100000 people at the festival.
7- در کتاب ها above به معنای این است که چیزی قبلا نوشته شده یا توضیح داده شده است.
The above rules and regulations apply to all students.
For prices and delivery charges, see above.
هم چنین در کتاب ها see over به معنای "به صفحه بعد نگاه کن" به کار میرود.
There are cheap flights at weekends: see over.
A Poor Boy
The teacher’s name was Mr. Grey. He was grey like his name. he was old and grey and tired. Everything about him was grey: grey suit, grey shirt, grey hair and a long thin grey face. When he smiled the children saw his long grey teeth. But he did not often smile. Mr. Grey did not enjoy his job. He did not like children.
“Why does he work here?” one of the children asked one day. “He doesn’t like us.”
“But he likes the long school holidays!” said Tony. The other children laughed. They thought that was a very clever answer.
But Tony was not a clever boy. He was big and slow and silent. He did not enjoy his lessons. Usually he just sat at his desk and waited quietly for four o’clock to come, when he could go home.
But Tuesday mornings were different, because...