تبليغاتX
«دهكده زبان»
آموزش دانستنی های زبان انگلیسی

Advice when most needed is least heeded.

معنی : نصیحت آن زمان که بیشتر مورد نیاز است کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

معادل فارسی : پند به نادان بارانست در شورستان

(نقل از نفایس الفنون)

******

After a storm comes calm

در پی هر طوفانی آرامشی است

معادل فارسی:

چون راست رود  دولت ایام نپاید

افتاده و خیزنده بود دولت ایام

باید که بود مرد گهی شاد و گهی زار

نیکی به بدی در شده و کام به ناکام

زود از پی آرام پدید آید آشوب

زود از پی آشوب پدید آید آرام

(قطران)

*****

After death, the doctor

معنی : بعد از مرگ دکتر

معادل فارسی : نوشدارو پس از مرگ سهراب

(فردوسی)

*****

 

 




امروز دوشنبه سی و یکم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

BLUE IS FOR BOYS, PINK IS FOR GIRLS

   Since all babies look alike, boys are usually dressed in blue and girls in pink simply to identify the gender. In ancient times, girl babies were regarded as inferior to boy babies, so the color blue which was believed to have the power to ward off evil spirits was reserved exclusively for the boys. The color pink was introduced for the baby girls in accordance with a legendary European tradition that suggested girls were born inside a pink rose.

کلمات جدید :

Look alike: شبیه به هم بودن

Identify: تشخیص دادن (هویت)

Ancient: باستان

Regard: احترام

Inferior: پایین رتبه

Ward off: دفع کردن، از خود دور کردن

Evil spirit: روح خبیث

Reserve: نگه داشتن، اختصاص دادن

Exclusively: منحصرا

Accordance: مطابق بودن

Legendary: افسانه، داستان تخیلی

 




امروز یکشنبه سی ام تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

با سلام

می خواستم نکته ای رو خدمت وبلاگ نویسان محترم عرض کنم و اون اینکه به تازگی وبلاگ "برترین وبلاگ های سایت بلگفا راه اندازی شده و نام وبلاگ هایی که این وبلاگ رو لینک کنند در قسمت برترین وبلاگ های بلگفا قرار میده

وبلاگ نویسان محترمی که می خواهند در این وبلاگ عضو شوند به آدرس اینترنتی زیر مراجعه نمایند یا از طریق پیوندهای همین وبلاگ به وبلاگ "برترین وبلاگ های سایت بلگفا" مراجعه کنند.

http://best-of-blogfa.blogfa.com

ممنون و متشکر

فعلا خداحافظ شما




امروز یکشنبه سی ام تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

About to

این عبارت دارای دو معنای کلا میباشد که عبارتند از :

1.      قصد رفتن به جایی در زمانی کوتاه

2.      قصد انجام کاری در زمانی کوتاه

برای درک بهتر معنی این عبارت به دو مثال زیر که به ترتیب برای معنی اول و دوم به کار رفته اند دقت نمایید :

I was about to go to bed when the phone rang.

Don’t go out now. We’re about to have lunch.

صورت منفی عبارت فوق به معنای "محال بودن انجام کاری" استفاده میشود و به صورت not about to می باشد.

برای مثال :

I’m not about to pay 100 dollars for that dress.

 




امروز یکشنبه سی ام تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

WHY DID THE LITTLE BOY THROW THE BUTTER OUT THE WINDOW?

Explanation: Butter is a food product made from cream. To fly means to move through the air.

Now tell me why did he do this?

 

 

 

Answer: because he wanted to see a butterfly!!!!




امروز شنبه بیست و نهم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

All progress has resulted from unpopular decisions 

هر پیشرفتی در گروی تصمیم های کوچک است

*****
Never take a
problem to others unless you have a solution

هیچ گاه معمایی را برای دیگران مطرح نکن تا زمانی که خود راه حلی برای آن یافته باشی

*****
The only thing that comes to you
without effort is old age

تنها چیزی که بدون تلاش به دست می آوری کهن سالی است

*****
If you don't stand
for something, you'll fall for everything

اگر برای به دست آوردن چیزی ایستادگی نکنی، در به دست آوردن هر چیزی به بن بست خواهی رسید




امروز جمعه بیست و هشتم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

در اتاق رختکن

آقای آنتونی ایوانز LISZT(نوعی از آهنگ های پیانو) را اجرا میکند. این عبارت در یک متری بالای در تئاتر دیده میشدند. بر روی دیوار عکس بزرگی از آقای آنتونی در حالی که در حال پیانو زدن بود، دیده میشد. صدها مرد و زن بیرون از باجه بلیط فروشی منتظر تهیه بلیط بودند. این اجرا به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد آقای آنتونی برپا بود و همه خواستار تهیه بلیط بودند. من یک بلیط مخصوص داشتم، چون من خبرنگار روزنامه بودم. من میخواستم با پیانو نواز مشهور قبل از کنسرت مصاحبه ای داشته باشم. بلیطم را به دربان نشان دادم و داخل ساختمان تئاتر شدم. سپس از پله ها به سمت اتاق رختکن بالا رفتم.

در حین این که از پله ها بالا میرفتم به...


ادامه ماجرا



امروز پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

According to

According to X به معنای "طبق نظر X" یا "اگر آنچه که X میگوید درست باشد" است.

According to Harry, it’s a good film.

The train gets in at 8:27, according to timetable.

ما برای این که نظر خودمان را در مورد چیزی بگوییم از according to استفاده نمی کنیم.

برای درک بهتر به این دو مثال توجه کنید:

According to Ann, her son is brilliant.

In my opinion, Ann’s son is an idiot. (Not according to me…)

 




امروز پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

In the Dressing-room

SIR ANTHONY EVANS PLAYS LISZT. The words above the door of the theatre were a meter high. On the wall there was a big picture of Sir Anthony at the piano. Hundreds of people were waiting outside the ticket office. It was Sir Anthony’s eightieth birthday concert and everybody wanted a ticket. I had a special ticket, because I was a newspaper reporter. I wanted to talk to the famous pianist before the concert; I showed my ticket to the doorman and went into the theatre. Then I walked upstairs to the dressing-room.

On my way upstairs I thought about the...


ادامه ماجرا



امروز چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 

PASSING OUT CIGARS

In primitive ceremonies on individual blessed with the arrival of a baby shared his fortune with the community, to avoid the envy of both his fellows and the gods. The smoke of a proud papa’s pipe drifting toward the heavens was a sort of appeasement to the heavenly powers. Today’s father’s distribution of cigars to celebrate the arrival of a baby may be regarded as a modern variant of this ritual.

کلمات جدید:

Primitive: ابتدایی، بدوی

Ceremony: مراسم، جشن

Blessed: مبارک، خجسته

Fortune:   دارایی، ثروت

Envy:   حسادت، رشک

Fellow: فرد، شخص

God: خدا، الهه

Papa:    بابا

Pipe: پیپ، چپق

Heaven:     عرش، آسملان هفتم، قدرت پروردگار

Sort of:   تقریبا، به میزان متوسط

Appeasement:  تسکین

Heavenly power:  قدرت خداوندی

Distribution:  توزیع، پخش کردن

Variant:      گوناگون، متغیر

Ritual:  تشریفات مذهبی

 

 

 

 




امروز سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

THE EGGS

   One day a girl was going into city to sell some eggs. She was carrying the eggs in a basket on her hand.

   “When I sold the eggs,” she thought, “I’ll have a lot of money. Then I’ll buy a new dress and a pair of red shoes. Everyone will look at me and say, ‘how beautiful she is!’”

   Just then a big bus came up behind her. She did not hear it until it was quite near. Then she jumped out of the way. Her basket fell to the ground and the eggs were broken.

   There were many people in the bus, and they laughed at the girl. One man shouted to her, “You should never carry all your eggs in one basket.”

این بخش کلمات جدید ندارد

 




امروز سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Accept and agree

این دو کلمه از لحاظ معنایی کاملا شبیه به هم هستند و هیچ تفاوتی ندارند و تنها تفاوت این دو کلمه در این است که قبل از مصدر با to معمولا از agree استفاده می کنیم.

I agreed to meet him on Tuesday.

I accepted our meeting will be on Tuesday.

 

 




امروز دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Winning isn't everything. But wanting to win is.

بردن ارزشی ندارد، اما تلاش برای پیروز شدن با ارزش است.

*****
You would
achieve more, if you don't mind who gets the credit.

تو به چیزهای بیشتری دست پیدا میکنی اگر به این فکر نباشی که چه کسی به اعتبار میرسد.

*****
If you are not
failing you're not taking enough risks.

اگر شکست نمیخوری بدان معنی است که ریسک پذیر نیستی

*****
Change your thoughts and you change your world.

افکارت را عوض کن تا بتوانی جهان را مطابق میل خودت تغییر دهی.




امروز یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

BAPTISM

From ancient times water served the dual purpose of purifying and protecting both mother and child from evil spirits. The Christian notion is that the water washes away original sin. Thus, in Christian baptismal ceremony the child is either immersed in the baptismal basin (as in the Greek orthodox ceremony). The Christian baptism also includes the naming of the child, since during the baptismal rite the child is reborn into Christ.

آیین غسل تمعید و نامگذاری

از زمان های دور آب برای دو هدف پاک کردن و محافظت کردن از مادر و نوزاد از روح های خبیث استفاده میشده است. اندیشه مسیحی بر این پایه استوار است که آب گناه حضرت آدم را از نوزاد میشوید. بنابراین، در جشن غسل تمعید مسیحیان نوزاد در حوض غسل تمعید فرو برده میشود (نظیر جشن ارتدکس در یونان). مراسم غسل تمعید مسیحیان هم چنین شامل نامگذاری نوزاد نیز میشود زیرا حین تشریفات مذهبی مسیحیان نوزاد در نزد مسیح تولدی تازه می یابد!!!  




امروز شنبه بیست و دوم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

IF YOU SING BEFORE SEVEN, YOU WILL CRY BEFORE ELEVEN

There’s an old belief that the morning is too early to be happy, happiness has to be earned each day-otherwise, you are sure to have bad luck.

اگر قبل از هفت صبح شادی کنی، قبل از ساعت یازده صبح به گریه می افتی!

یه عقیده ی قدیمی هست که میگه صبح برای شاد بودن خیلی زوده، شادی باید هر روز تو زندگی باشه در غیر این صورت باید مطمئن باشی که بدشانسی میاری!!!!




امروز جمعه بیست و یکم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Why these people don't like rain?



when we can calmly sit under the rain and think about many things

when we can shout under the rain when the problems kill us

when we can just walk under the rain when we are in love

when we can do all of this just >>>> under the rain


so just tell me , why people hate rain ?

 

چرا این مردم باران را دوست ندارند؟

وقتی که ما میتوانیم به آرامی زیر باران بنشینیم و درباره چیزهای مختلف فکر کنیم

آن هنگام که میتوانیم زیر باران فریاد بکشیم به خاطر مشکلات مختلفی که داریم

هنگامی که میتوانیم فقط زیر باران راه برویم وقتی که عشق کسی را در سر می پرورانیم

وقتی که ما می توانیم همه اینها را فقط زیر بارن انجام دهیم

فقط به من بگید چرا این مردم از باران بدشان می آید؟

 

 

 




امروز پنجشنبه بیستم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

about and on

تفاوت بین about و on در این است که که از about برای صحبت کردن درباره ی چیزهای معمولی و عام استفاده می کنیم در حالی که on برای صحبت کردن در مورد موارد مهم و خاص مورد استفاده قرار می گیرد. برای درک بهتر تفاوت بین about و on به مثال های زیر توجه فرمایید :

١-

A book for children about Africa and its people

A text book on African history

*****************************************************************************

٢-

A conversation about money

A lecture on economics

 

 




امروز چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 

A PIECE OF MEAT

   One day a dog stole a piece of meat from a butcher’s shop. The dog ran away with the meal. It came to a bridge over a stream. As the dog was crossing the bridge, it saw something loving in the water. There it saw a dog with a piece of meat in its mouth. It out down its own piece of meat and jumped into the water.

   Of course there was no dog in the water; it had been looking at his own picture.

   The dog swam to the side of the stream and got out of the water. Then it went to get the meat it had put down on the bridge. But the meat had gone. Another dog, a real dog, had found the meat and had run off with it.

 

 

کلمات جدید :

دزدیدن   steal or present form of stole  

پل    bridge

نهر    stream                                                                        




امروز چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

When everything else is lost, the future still remains.

هنگامی که همه چیز از بین می رود، آینده هنوز پابرجاست.

*****

Only those who do nothing do not make mistakes.

And those who don't make mistakes usually can't make anything.

فقط کسانی که هیچ کاری نمی کنند اشتباهی هم انجام نمی دهند.

و کسانی که اشتباهی از آنها سر نمی زند، معمولا کاری نمی توانند انجام دهند.

*****

If you do little things well, you'll do big ones better.

اگر کارهای آسان و کوچک را به خوبی انجام می دهی، کارهای بزرگتر را بهتر انجام خواهی داد.




امروز دوشنبه هفدهم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

be able

Be able همان معنی فعل can را می دهد با این تفاوت که be able در جایگاه های خاصی از زبان انگلیسی به کار برده می شود.

ساختار کلی استفاده از be able به این صورت است که بعد از be able باید از یک مصدر با to استفاده کرد در حالی که بعد از can  از شکل ساده فعل (مصدر بدون to یا verb word) استفاده می شود.

این فعل علاوه بر ساختار مثبتش دارای یک ساختار با معنای منفی به صورت  be unable می باشد که به جای can not در موارد خاصی که در زبر اشاره خواهد شد به کار می رود.

اما تفاوت جایگاه کاربرد be able و can  در این است که از be able  در جاهایی استفاده می شود که ما به سبب نوع افعال نمی توانیم از can استفاده کنیم و این فقط در جاهایی اتفاق می افتد که ما یک فعل مدال داشته باشیم و بخواهیم بعد از آن فعل از معنای توانستن استفاده کنیم یا این که جمله ای با زمان های کامل داشته باشیم که نتوانیم از can در آنها استفاده کنیم.

برای این که جملات بالا را بهتر درک کنید، بهتر است نگاهی دقیق به مثال های پایین بیندازید:

در مثال زیر به سبب وجود یک فعل مدال(will) استفاده از فعل  can جایز نیست(شرعا حرام است!!!) و باید از be able استفاده کنیم :

One day scientists will be able to find a cure for cancer.

در مثال زیر نیز به علت وجود فعل مدال would نمی توانیم از can استفاده کنیم و باید از be able بهره ببریم :

If you tried more, you’d be able to pass your exam.

مثال زیر نیز نمونه ای دیگر از استفاده از be able بعد از فعلی مدال است:

I might be able to help you.

در مثال زیر به سبب استفاده از زمان حال کامل و به این خاطر که بعد از have باید از شکل سوم فعل استفاده کرد، نمی توان از can استفاده کرد و باید از فعل be able به صورت شکل سوم استفاده کرد :

What have you been able to find out?

 

 

 

 




امروز دوشنبه هفدهم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Action speaks louder than words

معنی : عمل بلندتر از  کلام صحبت می کند

معادل فارسی:

بزرگی سراسر به گفتار نیست                       دو صد گفته چون نیم کردار نیست «فردوسی»

در شعر لانگ فلو بنام «آوازهای لانگ فلو» هیاواثا به مگیسگووِن میگوید :

«سخنان تند مانند گرزهای جنگی کوبنده نمی باشند، های و هوی و گردن کشی هرگز تیر و کمان نمی شود، زخم زبان و نکوهش هیچگاه به تیزی خدنگ نمی شود، بل کردار آدمی همیشه بهتر از کلام او می باشد و اعمال اوی تواناتر از لاف و گزاف وی است.»

ضرب المثل های مشابه:

   Deeds, not words

  Fine words butter no parsnips

    The greatest talker are the least doer

   He how gives fair words feeds you with an empty spoon

    A little help is worth a deal of pity

    Praise without profit puts little in the pot

*****

Adam’s ale is the best brew

معنی : آبجوی آدم بهترین مشروب است

معادل فارسی :

خدای فایده ی مهرش اندر آب نهاد          از آب زنده بود خلق وز آب نیست گریز «عنصری»

توضیحات : این ضرب المثل می گوید که آب بهترین نوشیدنی است و هشداری علیه مشروبات الکلی می باشد( «آبجوی آدم» اصطلاحی قدیمی برای آب است).

 

 




امروز یکشنبه شانزدهم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Absence makes the heart grow fonder

معنی: جدایی و دوری باعث افزایش علاقه و دوستی میشود

معادل فارسی: دوری و دوستی

ضرب المثل متضاد انگلیسی:

Out of sight, out of mind

*****

Accidents will happen in the best regularity families

حوادث حتی در بهترین خانواده ها هم رخ میدهد

(این ضرب المثل به وسیله سر والتر اسکات در سال 1823 به کار برده شد و امروزه هنوز هم به کار میرود)

*****

Action is proper fruit of knowledge

معنی: عمل، میوه مطبوع دانش است

معادل فارسی: علم بی عمل چون درخت بی ثمر است

 




امروز شنبه پانزدهم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 

THE APPLE TREE

   Peter climbed the wall to reach the apples that were growing on the apple tree on the other side of the wall. He picked half-a-dozen and hid them in his pockets.

   As he was jumping down again he slipped and fell. The fruit in his pockets was squashed. He did not hurt himself, but he could not eat the apples either. He ran home and quickly washed his trousers before his mother would find out what had happened.

 

کلمات سخت :

Half-a-dozen                                                                                         نیم دو جین

 

Squash                                                                                                        له شدن

 




امروز دوشنبه دهم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

ASKING GOD’S BLESSING FOR A SNEEZER

   People once believed the soul could escape from the body, when a person sneezed. To stop this from happening, people ask God to bless, and to protect, the person who sneezed.

از خدا خواستن این که به فردی که عطسه می کند، مرحمت کند

مردم عقیده دارن که ممکنه روح فرد وقتی که عطسه می کنه از بدنش خارج بشه. برای جلوگیری از چنین اتفاقی، مردم از خدا می خوان که مرحمت کند و از شخصی که عطسه کرده مراقبت کند.




امروز یکشنبه نهم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::

مطلع دیوان اسرار قدیم                            هست بسم الله الرحمن الرحیم

آن کتاب له که گنج حکمت است                   افتتاح آن به باب رحمت است      

ای خدا به حق قرآن بلیغ                         رحمت خود را مدار از ما دریغ

بخش ما را حق قرآن کریم                            استقامت بر صراط مستقیم

تا صراط مستقیمم طی شود                      این دل مرده به عونت حی شود

 

سلام دارم خدمت شما خوانندگان گران قدر وبلاگ آموزشی دهکده آموزش زبان انگلیسی

بالاخره و با به صدا در آمدن زنگ پایان کنکور سراسری سال 1387!!!!! حالا دیگر با خیالی آسوده می توانم بگویم: باز هم با مطالب آموزش زبان انگلیسی در خدمت شما خواهم بود(ان شاءالله) و البته تمام تلاشم را به کار خواهم برد تا به بهترین وجه ممکن، بهترین و جدیدترین مطالب آموزشی را در این حیطه به شما خواننده ی ارجمند ارایه نمایم.

سخن کوتاه کرده و در پایان از شما خواننده ی محترم درخواست دارم تا با نظرات، پیشنهادات و انتقاداتتان بنده را در بهبود مطالب این وبلاگ یاری نمایید.

ضمنا منتظر مطالب این وبلاگ در تابستان سال 1387 باشید.........

 

 

 

 

 




امروز پنجشنبه ششم تیر 1387 به قلم :: بهنام کیماسی ::