جملات ذیل با درخواست یکی از دوستان در وبلاگ دهکده آموزش زبان قرار داده شده است. امیدوارم زبان آموزان محترم به جنبه ترجمه متون و نوع جمله سازی و دیگر خوانندگان محترم به جنبه معنایی آن و مطابقتی که این جملات با شرایط فعلی دارند توجه کافی و وافی داشته باشند.
If reward is the goal of religion, if patriotism serves self-interest, and if education is pursued for advancement, then I would prefer to be a nonbeliever, a non-patriot, and a humbly ignorant man.
اگر هدف دین پاداش باشد٬ اگر وطن دوستی در خدمت منافع شخصی باشد٬ اگر آموزش و پرورش را برای پیشبرد اهداف خویش دنبال کنند٬ پس من ترجیح می دهم فردی بی اعتقاد٬ آدمی بدون حب به وطن و انسانی معمولی و نادان باشم.
He brings disaster upon his nation who never sows a seed, or lays a brick, or weaves a garment, but makes politics his occupation.
بر سر ملت خویش فاجعه می آورد کسی که بذری نمی کارد٬ آجری بر آجری نمی گذارد و یا جامه ای نمی دوزد٬ اما سیاست (هم به معنای قدیمی خود و هم معنای جدید خود) را پیشه خود می سازد.
If you choose between two evils, let your choice fall on the obvious rather than the hidden, even though the first appears greater than the second.
اگر می خواهی بین دو بد یکی را برگزینی٬ بگذار انتخاب تو بر بدی که آشکار است تعلق بگیرد٬ نه بدی که پنهان است حتی اگر بد آشکار بزرگتر از بد پنهان باشد.
Deliver me from he who does not tell the truth unless he stings; and from the man of good conduct and bad intentions; and from him who acquires self-esteem by finding fault in others.
(پروردگارا) مرا از دست آن کس رها کن که حقیقت را نمی گوید مگر برای آنکه نیشی بزند٬ و از دست آدمی که کاری نیک می کند و نیتی بد در سر می پروراند٬ و از دست کسی که با عیب جویی از دیگران عزت نفسی برای خود دست و پا می کند(الهی آمین).
Among the people there are killers who have not yet shed blood, and thieves who have stolen nothing.
در میان مردم هستند آدم کشانی که هنوز خونی نریخته اند و دزدانی که هنوز چیزی ندزدیده اند.
The millstone may break down but the river continues its course to the sea.
ممکن است سنگ آسیاب بشکند(یا آنرا بشکنند)٬ اما رود به سفر خویش به سوی دریا ادامه خواهد داد.
The believer is led to doubt justice when he sees the trick of the fox triumph over the justice of the lion.
شخص با اعتقاد در مورد عدالت دچار تردید می شود وقتی که می بیند حقه روباه بر عدالت شیر پیروز شده است.
Every nation is responsible for each act of its individuals.
هر ملتی مسئول هر عملی است که از تک تک افرادش سر می زند.
امیدوارم که به کلمات و عباراتی که در جملات فوق به صورت برجسته در آمده اند دقت کافی را مبذول بفرمایید.
تذکر: این متن قبلاَ نیز در وبلاگ بنده به شما خوانندگان عزیز ارایه شده بود ولی به درخواست یکی از خوانندگان محترم٬ بار دیگر این متن را در وبلاگ قرار می دهم. امیدوارم که با خواندن دقیق این متن و تطابق آن با شرایط فعلی به نتایجی که بنده و هم چنین این خواننده محترم در ذهن داشته اند دست پیدا کنید ان شاءالله و در جهت رفع مشکلات موجود قدم بردارید تا مانند این افراد مورد دریغ متفکر بزرگ جهان عرب٬ جبران خلیل جبران٬ و متفکران روشن فکر دیگر قرار نگیرید.
Woe to the nation that departs from religion to belief, from country lane to city alley, from wisdom to logic.
Woe to the nation that does not weave what it wears, nor plant what it eats, nor press the wine that it drinks.
Woe to the conquered nation that sees the victor's pomp as the perfection of virtue, and in whose eyes the ugliness of the conqueror is beauty.
Woe to the nation that combats injury in its dream but yields to the wrong in its wakefulness.
Woe to the nation that does not raise its voice save in funeral, that shows esteem only at the grave, that waits to rebel until its neck is under the edge of the sword.
Woe to the nation whose politics is subtlety, whose philosophy is jugglery, whose industry is patching.
Woe to the nation that greets a conqueror with fife and drum then hisses him off to greet another conqueror with trumpet and song.
Woe to the nation whose sage is voiceless, whose champion is blind, whose advocate is a prattler.
Woe to the nation in which each tribe claims to be a nation.
دریغ بر ملتی که از دین روی بر می گرداند و به باور می چسبد، از کوچه باغ های روستایی به کوچه های شهر می رود ، از بصیرت جدا می شود و به منطق می پیوندد.
دریغ بر ملتی که خود نمی بافد آنچه را که می پوشد، خود نمی کارد آنچه را که می خورد، خود نمی فشارد شرابی را که می نوشد.
دریغ بر ملت مغلوبی که زرق و برق فاتحان را کمال فضیلت می داند و در نگاه او زشتی فاتح، زیبایی جلوه می کند.
دریغ بر ملتی که در خواب به جنگ زخم ها می رود و در بیداری خود را تسلیم خطا می کند.
دریغ بر ملتی که دم بر نمی آورد مگر هنگامی که در تشییع جنازه گام بر میدارد، خود را نمی ستاید مگر در ویرانه هایش و عصیان نمی کند مگر هنگامی که گردنش زیر لبه شمشیر است.
دریغ بر ملتی که سیاستش زرنگی، فلسفه اش شعبده و صنعتش مونتاژ است.
دریغ بر ملتی که با دهل و شیپور به استقبال اشغالگر کشورش می رود و با هو کردن بدرقه اش می کند، فقط به خاطر این که با شیپور و آواز به استقبال اشغالگری دیگر برود.
دریغ بر ملتی که فرزانگانش خاموش، قهرمانانش کور و وطن پرستانش یاوه گویند.
دریغ بر ملتی که هر یک از اقوامش خود را یک ملت می دانند.
ای شنواترین شنوندگان!
ای بیناترین بینندگان !
ای داورترین دادرسان!
درود خود را بر محمد وتبار او برسان وبا احسان ولطف خود بر من طول عمر ووسعت روزی عطا فرما !
و وجود ما را از عوامل تقویت دین وآئین خود قرار بده ! امام حسن عسگری (ع)
نام : حسن
شهرت : عسگری زکی هادی ، سراج ، رفیق
نام پدر : امام علی النقی
نام مادر : حدیث
کنیه : ابو محمد معروف به « ابن رضا» (ع)
لقب : الخالص
محل تولد : مدینه
ولادت : هشتم ماه ربیع الثانی سال 232 هجری
شهادت : هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجری
مدفن : سامراء
مدت امامت: 6 سال
مدت زندگی 28 سال
در عصر حکومت وخلافت متوکل سفاک ترین خلفای بنی العباس ، یازدهمین ستاره ی درخشان برج آسمان ولایت در شهر تاریخی وپایگاه نشر اسلام مدینه در خانه ی امام هادی دهمین پیشوای جهان اسلام از یک مادر دانشمند وپرفضیلت دیده به جهان گشود مادر با فضیلت ودانشمند او بانوئی بود که بانوان مدینه از محضر پر فیض او بهره های علمی می بر دند .
نامی که برای این مولود انتخاب گردید همتای نام جد بزرگوارش امام حسن مجتبی بود که تجدید کننده خاطرات نخستین ثمره ی باغ پر بار رسالت است .
روز میلاد مبارک او به اتفاق اغلب سیره نویسان اسلامی در روز هشتم ربیع الثانی به سال 232 هجری بود .
دوران زندگی کوتاه امام حسن عسگری بر سه دوره ی مشخص تقسیم میگردد:
1. 5 سال در حجاز در شهر زادگاه خود در حضور ومراقبت پدر بزرگوارش.
2. شانزده سال در عراق قبل از دوران امامت وپیشوائی .
3. هفت سال دوران کوتاه وپربار امامت وزعامت در عراق در عراق.
خلفای هم عصر امام:
عصر زندگی او با حکومت شش تن از خلفای عباسی مقارن بوده است متوکل ( اواخر حکومت او ) منتصر ، مستعین ، معتز مهتدی ، معتمد.
شهادت :
هنگامی که معتمد عباسی تمایل وعلاقه قلبی مردم را نسبت به امام حسن عسگری (ع) احساس نمود ویقین کرد که زندانهای متوالی مکرر نمی تواند ریشه های این محبت ومودت را از قلوب واعماق ضمیر مردم ریشه کن سازد ، وجود او را زنگ خطری به زوال حکومت خود تلقی کرد ، سعی وکوشش خود را در بر انداختن آن وجود پر فیض به کار انداخت وهمیشه در صدد چاره جوئی بود تا عاقبت نتیجه ی فکر او را به این مرحله انجامید که آن بزرگوار را مسموم نماید و برای اسکات مردم وفریب دادن افکار عمومی شیعیان وعلاقمندان صحنه ای بوجود آورد و پزشکان را برای معالجه آن حضرت گسیل داشت وخود مرتب به عیادت واحوال پرسی حضرت می شتافت ولی سم آثار خود را در وجود آنحضرت باقی گذاشت تا اینکه بعد از هشت روز بستری شدن در هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجری به سرای جاودان شتافت .
پس از شهادت :
بعد از شهادت امام حسن عسگری (ع) معتمد خلیفه عباسی به عده ای ماموریت داد تا وارد منزل آنحضرت گردند وتفتیش وبازجوئی کامل از منزل بعمل آورند واثاث خانه ووسائل زندگی شخصی حضرت را گرد آوری نموده ومهرو موم کنند ودر صدد تحقیق وبازجوئی فرزندان واخلاف او بر آیند واز تمام حجرات واطاقهای حضرت بازدید کنند .
نماز بر بدن مطهر امام حسن عسگری :
بعد از اینکه جنازه امام برای نماز خواندن آماده شد جعفر برادر امام را صدا کردند که نماز بخواند ، جلوتر رفت تا نماز بخواند میخواست تکبیر بگوید که ناگاه پسر بچه ای از داخل منزل بیرون آمد عبای جعفر را در هم کشید وفرمود : عمو عقب برگرد من سزاوارترم که بر جنازه ی پدر نماز بگزارم .جعفر عقب برگشت وآن پسر بچه نماز گزارد وجنازه را در کنار قبر پدرش امام هادی (ع) دفن کرد ، آن پسر بچه همان تنها اولاد امام حسن عسگری (ع) ، امام دوازدهم مهدی موعود (عج) بود .
ای پناه هر گریزنده ! وای امید گاه هر جوینده !
ای برترین قله امید ! وای زیباترین قاصد نوید !
ای آنکه به تو جز با تو نتوان رسید !
ای مهربانترین منادی !
ای آنکه اشک را قبل از اینکه به زمین بریزد به دامن می گیری !
ای آنکه دلهای شکسته را بند دستگیری می زنی !
ای آنکه محرومان وسائلان وفقیران را نه رد نمی کنی که در لطف می گشایی !
ای آنکه گل آرزوی خودت را نه پرپر نمی کنی که خود آبیاری می کنی !
مرا در کارگاه یکتایی خویش صیقل ببخش تا آینه دار جمال تو باشم .
مرا در کوره توحید بندگانت امتیازی دیگر گونه بخش که کارگزار تو باشم .
مرا آنچنان یقینی ده که پرده های ظلمانی چشم دلم پاره پاره گردد، به رحمت وجاودانه ات ، ای مهربانترین مهربانان .
APRIL BABY:
Suave and compromising. Funny and humorous. Stubborn. Very talkative. Calm and cool. Kind and sympathetic. Loyal. Does work well with others. Very confident. Sensitive. Positive Attitude. Good memory. Clever and knowledgeable. Loves to look for information. Able to cheer everyone up and/or make them laugh. Able to motivate oneself and others. Understanding. Outgoing. Hyper. Bubbly personality. Secretive. Loves sports, music, leisure and traveling. Systematic. has brains.
متولدین ماه آوریل:
فهمیده و با ادب است و با دیگران مصالحه می کند؛ شوخ طبع و جالب اند؛ سمج هستند؛ زیاد پرحرفی می کنند؛ آرام و خونسرد اند؛ مهربان بوده با دیگران احساس همدردی می کنند؛ وظیفه شناس اند؛ در کارهای گروهی به خوبی مشارکت دارند؛ اعتماد به نفس بالایی دارند؛ حساس اند؛ برخوردشان مثبت و سازنده است؛ حافظه خوبی دارند؛ زرنگ و باهوش اند؛ عاشق افزایش اطلاعات عمومیشان هستند؛ قابلیت بالایی در خنداندن دیگران یا از نگرانی در آوردنشان دارند؛ می توانند برای خود و یا دیگران انگیزه ایجاد کنند؛ انسان های فهمیده و خوش مشربی اند؛ حالت هیجان زدگی و عصبی بودن در آنها دیده می شود؛ به خاطر هیچ و پوچ جوش می زنند؛ مرموز و تودار هستند؛ ورزش، موسیقی، تفریح و مسافرت را بسیار دوست دارند؛ در زندگی از اصول خاصی پیروی می کنند؛ بسیار زیرک اند.
ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم
وقتي فالنامه رو باز کردم
چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت
تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست
بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچ کس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد مرگ من روی سنگ
با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ
او که خوابیدست در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد
If you want happiness for an hour, take a nap;
If you want happiness for a day, go on a picnic;
If you want happiness for a week, go on a vacation;
If you want happiness for a year, inherit wealth;
But if you want happiness for a life time, learn to love what you do.
اگر به دنبال ساعتی شادمانی هستی٬ چرتی بزن
اگر به دنبال روزی شادمانی هستی٬ به پیک نیک برو
اگر به دنبال هفته ای شادمانی هستی٬ سفری تفریحی را در پیش گیر
اگر به دنبال سالی شادمانی هستی٬ پول هنگفتی به کف آور
اما اگر در جست و جوی عمری شادمانی هستی٬ یاد بگیر کاری را که انجام مدهی با عشق همراه باشد.
(با تشکر از هم کلاسی کلاس مکالمه زبان انگلیسی)
ديگر کسي را دوست نداشته باشم حتي به قيمت سنگ شدن توبه مي کنم ديگر براي کسي اشک نريزم حتي اگر فصل چشمانم براي هميشه زمستان شود چشمانم را مي بندم توبه مي کنم ديگر دلم براي كسي تنگ نشود حتي چند لحظه (!) قول مي دهم نام كسي را بر زبان نمي آورم لبهايم را مي دوزم توبه مي کنم ديگرعاشق نشوم قلبم را دور مي اندازم براي هميشه و به کوير تنهايي سلام مي کنم...
روزي پرسيدمش با بي قراري كه كس ديگري را دوست داري در حالي كه اشك در چشمانش بود گفت آري!!!؟ روزي او از من پرسيد براي چه زنده هستي در حالي كه در دل مي گفتم براي تو گفتم براي هيچ . روزي من از من پرسيد براي چه زنده هستي گفت براي كسي كه براي هيچ زنده است . نظر شما در باره جمله زير چيست : عاشق ماندن از عاشق شدن سخت تر است
کسي رو که دوستش داري آزاد بزاراگه ماله تو باشه بر مي گرده اگه بر نگشت بدون از اول براي تو نبوده
بي تو تو اين شباي بد گريم ديگه در نمياد حرف غم انگيز دلم جز تو کسي رو نميخواد از چي بگم تا دل من لحظه اي آروم بگيره ؟ ديو سياه غصه ها توي کدوم شب مي ميره ؟ از چي بگم وقتي دلم از دل تو دور مي مونه ؟ وقتي که قلب پاک تو هيچي ازم نمي دونه ؟ ميخونم به خدا ميخونم از چشاي معصوم تو حرفاي تو رو ميدونم به خدا ميدونم
خدايا به دستان سرد من بنگر كه قادر به نوازش چهره ات نشده است... خدايا به پاهاي بي تابم نگاه كن كه توان رسيدن به تو را ديگر ندارد... خدايا به چشمانم نگاهي بينداز كه از كثيفي دنياي بي وفايي تاريك شده... خدايا پاروي شكسته قايق خيالم را بنگر كه در پي رسيدن به تو از خاري خرد شده... خدايا گم شده ام... كاش دستان مهربانت را به من مي دادي تا با هم بر روي ساحل روياها بازقدم برداريم
دل من و دل تو وابسته به نام عشق است و عاشق راه را بر معشوق خويش باز مي گشايد
عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اينگونه شايد احساسم نميرد
آنچه انسان ها را از پاي درمي آورد رنج ها وسرنوشت نامطلوبشان نيست بلکه بي معني شدن زندگي است که مصيبت بار است
سکوتم را به باران هديه کردم , تمام زندگي را گريه کردم , نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاکي رسيدم تکيه کردم
MARCH BABY:
Attractive personality. Affectionate, Shy and reserved. Secretive. Naturally honest, generous and sympathetic. Loves peace and serenity. Sensitive to others. Easily angered. Trustworthy. Appreciative and returns kindness. Hardly shows emotions. Tends to bottle up feelings. Observant and assesses others.
متولدین ماه مارس:
شخصیت جذابی دارند؛ خونگرم، خجالتی، کم حرف و مرموزند؛ ذاتاً انسان های امینی هستند؛ سخی و همدرد دیگرانند؛ صلح و آرامش را دوست دارد؛ نسبت به دیگران حساس است؛ بر سر هیچ و پوچ عصبانی می شود؛ قابل اطمینان است؛ قدردان زحمات دیگران است و محبت های آنها را جبران می کند؛ کمتر احساساتش را بروز می دهد؛ میل به تسخیر احساسات دیگران دارد؛ هشیاز است و کارهای دیگران را به دقت زیر نظر می گیرد.
2
The book of Baron Samedi
While she was away, Conway looked at the open book on her seat. There was a picture on the page which showed a black man with open eyes and bright white teeth. He was laughing, but he looked frightening and dangerous. Conway read the words below the picture:
'Baron Samedi, the strongest and most dangerous of all the voodoo houngans. No one knows who ... for reading the story click below
٢
كتاب «بارون سامدي»
در همان لحظه كه كارن صندلي اش را ترك كرد، كانوي به كتاب كه روي صندلي كارن باز بود؛ نگاهي انداخت. در آن صفحه عكس مردي سياه بود كه چشمانش كاملاً باز و دندان هاي سفيدي داشت. اين مرد سياه داشت مي خنديد، اما ترسناك و خطرناك به نظر مي رسيد. كانوي توضيحاتي را كه پايين عكس نوشته شده بود خواند:
"بارون سامدي، قوي ترين و خطرناك ترين جادوگر voodoo . هيچ كس نمي داند... برای خواندن ادامه داستان در قسمت پایین کلیک کنید
عنوان : افتادگي
افتادگي آموز اگر طالب فيضي
هرگزنخورد آب زميني که بلند است
عنوان : نغز
کمي سبکسري لازم است تا از زندگي لذت ببري
و کمي شعـــور، تا مشکلي برايت پيش نيايد!(اوشو)
عنوان : چگونه ديدن
بادها مي وزند، عده اي در مقابل آن ديوار مي سازند و تعدادي آسياب به پا مي كنند
عنوان : دوست
دوست واقعي كسي است كه اكر ساعتها در كنار او ساكت بشيني و صحبتي بينتون ردوبدل نشه بعد از خداحافظي احساس كني كه ساعتها باهاش دردودل كردي
عنوان : عشق به خداوند
اگه ياد بگيريم کمي در روز به خدايي که اينهمه عاشق ماست فکر کنيم عاشق همه مي شديم ..چون اونها مي تونن يادآور خداوند واسه ما باشند. آمين ...
خدايا چشمان قلب مارو رو به خودت باز کن تا توي حقيقي را بشناسيم .. دوستت دارم خدا جون .
عنوان : دل بريدن
ما گر ز دري پاي کشيديم کشيديم
اميد ز هرکس که بريديم بريديم
دل نيست کبوتر که چو برخاست نشيند
از گوشهء بامي که پريديم پريديم…
Dulce ET Decorum EST
Bent double, like old beggars under sacks,
Knock-need, coughing like hags, we cursed through sludge
Till on the haunting flares we turned our backs,
And towards our distant rest began to trudge.
Men marched asleep. Many had lost their boots,
But limped on, blood-shod. All went lame, all bllind;
Drunk with fatigue; deaf even to the hoots
Of gas-shells dropping softly behind.
By: Wilfred Owen (1893-1918)
توضیحی که می تونم بدم این که مزه شعر به زبان انگلیسی اینه که خود شما بشینین و مفهومش رو با توجه به معانی مختلف لغات برداشت کنید تا بلکه کمی هم ترجمه تون قوی بشه
ممنون از دوستانی که به حرف من گوش می دهند و این کار رو انجام میدن
سرنوشت را کي توان از سر نوشت
---
در غربت اگر کسي بماند ماهي
گر کوه بود از او نماند کاهي
بيچاره غريب اگرچه سلطان باشد
چون ياد وطن کند برآرد آهي
---
گاهي حقيقت آنقدر تلخ است كه نميتوان با دروغ شيرينش كرد.
---
گاه نگفتن بهترين گفتن،سكوت بهترين فرياد و نشنيدن بهترين شنيدن است
---
دري كه كوبه ندارد كسي نخواهد كوفت در انتظار مباش!
---
حال دنيا رايكي پرسيد از فرزانه اي گفت يا ابر است يا باد است يا افسانه اي
گفتمش احوال عمرت را بگو تا عمر چيست گفت يا شمع است يابرق است يا پروانه اي
گفتمش اينها كه مي بيني چرا دل بسته اند گفت يا مستند يا خوابند يا ديوانه اي
---
اين خوب است كه شما مهم باشيد
ولي
مهم اين است كه شما خوب باشيد.
---
با سكوت بسيار ، وقار انسان بيشتر شود.
با انصاف بودن ، دوستان را فراوان كند.
با بخشش ، قدر و منزلت اسنان بالا رود.
با فروتني ، نعمت كامل شود .
با روش عادلانه ،مخالفان را در هم شكند.
با شكيبائي در برابر بي خردان ، ياران انسان زياد گردد.
A candle lights others and consumes itself.
یک شمع خود می سوزد تا به دیگران روشنایی بخشد
Early to bed, early to rise makes man healthy, wealthy and wise
Or
The early bird catches the fly
زود خوابیدن و سحر خیز بودن٬ تن آدمی را سالم نگاه می دارد٬ آدمی را غنی می سازد و وی را باهوش می گرداند
یا
سحر خیز باش تا کامروا شوی
Courage leads to heaven, fear to death
جرات مایه نجات است٬ ترس مایه مرگ
The greatest undeveloped territory of the world lies under your hat
بزرگتری قلمرو حکومتی دنیا در زیر کلاه تو واقع شده است(عقل توست).
Friendship importers happiness and a bate misery by doubling our joy and driving our grief.
دوستی شادمانی ها را افزون می کند و البته کمی غم و اندوه نیز با افزون کردن شادی ها و بیرون راندن غم های دیگر برای ما به وجود می آورد.
A favor becomes in the bad heart to poison
کار خوب برای آدم بد مثل سم می مونه
با تشکر از هم کلاسی های خوبم در کلاس مکالمه زبان انگلیسی که جملات فوق را در کلاس ارایه نمودند
دوستان عزیز و خوانندگان محترم وبلاگ در صورت تمایل می توانند آی دی یاهو مسنجر مرا برای ارتباط از طریق آی دی اضافه کنند:
Snowman.1990
کیستم؟...
قطره آبی ز چشمی اشکبار افتاده ام
پاره ای آهم به راهی بی قرار افتاده ام
بوسه ای نشکفته ام در موی تو پیچیده ام
حسرتی بی حاصلم در پای تو افتاده ام
میرسد روزی که بی تو روزها را سرکنم
میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنم
میرسد روزی که شبها در کنار عکس تو
نامه های کهنه ات را مو به مو از بر کنم
~~~~~~~~~~
ای دل ره بیهوده چرا میجویی
راهی که نمی روی چرا میگویی
ای دل گفتی زعاشقی توبه کنم
کاری که نمی کنی چرا میگویی
~~~~~~~~~~
میکنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت
ولی آهسته میگویم خدایا بی اثر باشد
~~~~~~~~~~
به گورستان گذر کردم صباحی
شنیدم ناله و افغان وآهی
بدیدم کله ای با خاک می گفت
که این دنیا نمی ارزد به کاهی
~~~~~~~~~~
شب بود،شمع بود،من بودم وغم
شب رفت،شمع سوخت،من ماندم وغم
~~~~~~~~~~
خداوندا:
روز جزا باز مکن نامه اعمال مرا
من به امید عطای تو خطا کار شدم
~~~~~~~~~~
خدایا چه بنویسم ....
من ذره ای هستم چگونه می توانم از اقیانوس سراسر از عشق بنویسم؟!
آخه ای خدا مگه می شه از حسین نوشت؟
مگه می شه عشق حسین به تو رو توصیف کرد؟
مگه می شه عشق ابوالفضل برادر امام حسین (ع) توضیح داد؟
مگه می شه از عظمت و صبر زینب گفت؟
مگه می شه درد دل یک کودک سه ساله رو بیان کرد؟
مگه می شه از قلب پر از درد راوی عشق (امام سجاد) چیز گفت ...
من نمی تونم کربلارو توصیف کنم
من نمی توتم ...
من ناتوانم در برابراین وسعت عشق
من نمی تونم از عشق و درد و عاشورا بگم
به کی باید گفت ای خدا آخه یه نوزاد چه جرمی داره...
چرا پیغمبر و قبول داشتن اما شبیه ترین فرد به پیامبر (حضرت علی اکبر) کشتن؟
آب مهریه فاطمه بود مهریه مادر حسین
مهریه مادر سجاد
مهریه مادر ...
اصلاً عشق قابل توصیف نیست
خدایا عشق به حسین و عشق به خانواده ی حسین(ع) را در وجودم بیشتر و بیشتر کن.
Its between to our ears
بين خودمون باشه ( بين خودمون بمونه )
zip it up
ساكت باش
Make a big deal about sth
از كاه كوه ساختن
Lobe of the liver
جگر گوشه
good for you
خوش به حالت
I ache for her
دلم برایش پر میزند
don't pick on me!
سر به سر من نذار
the odds are against me
شانسم خشکیده است
don't take long
طولش نده
"I give you my word" or "you have my word"
به کسی چیزی در این مورد نخواهم گفت
FEBRUARY BABY:
Abstract thoughts. Loves reality. Intelligent and clever. Changing personality. Attractive. Temperamental. Quiet, shy and humble. Honest and loyal. Determined to reach goals. Loves freedom. Rebellious when restricted. Too sensitive and easily hurt. Gets angry really easily but does not show it. Dislikes unnecessary things. Loves making friends but rarely shows it. Daring and stubborn. Ambitious. Realizing dreams and hopes. Sharp. Loves entertainment and leisure. Romantic on the inside not outside. Superstitious and ludicrous. Spendthrift. Tries to learn to show emotions.
متولدین ماه فوریه:
افکار را به سوی خود جلب می کند؛ حقیقت بین است و حقیقت را دوست دارد؛ باهوش و زرنگ است. شخصیت متغیری دارد؛ فرد جذابی است؛ تند مزاج است؛ آرام، خجالتی و متواضع است؛ امین و وظیفه شناس است، مصمم به دست یابی به اهدافش است؛ آزادی را دوست دارد؛ هنگامی که در مضیقه قرار گیرد متمرد می شود؛ بسیار حساس بوده به راحتی آسیب می بیند؛ به راحتی عصبانی می شود اما به روی خودش نمی آورد؛ از چیزها و کارهای غیرضروری بدش می آید؛ علاقه مند به پیدا کردن دوستان جدید است اما کمتر آن را بروز می دهد؛ با شهامت و سمج است؛ جاه طلب است؛ رویاها و آرزوها را درک می کند؛ تند خوی است؛ عاشق تفریح و اوقات فراغت است؛ بر خلاف ظاهرش در باطن خیالاتی است؛ خرافاتی است و معمولا مردم را می خنداند؛ ولخرج است؛ دوست دارد یاد بگیرد که چگونه احساساتش را بروز دهد.
کتاب های آموزش گرامر
1- Practical English Usage(Michael Swan)
2- Grammar in use (Raymond Morphey)
3- Modern English(Frank)
4- Communicate what you mean(Pollok)
5- Digest(Aranson)
6- Toefel(Barowns)
در مورد کتاب های یاد شده عرض کنم که من خودم از کتاب اول استفاده می کنم که توضیحات بی نظیری داره
کتاب سومی برای کسانی است که می خواهند واقعا رو دست همه پاشن
و کتاب های دیگر هم متناسب با آنچه که شما از گرامر می خواهید مفیدند.
کتاب های داستان کوتاه(short stories)
در این مورد زیاد تفاوتی ندارد که چه کتابی را می خوانید. مهم این است که از آن بتوانید استفاده کنید.
کتاب های یادگیری واژگان
1- Prefix and Suffix books
2- 1100 words
3- 504 words
4- Elementary vocabulary(Thomas)
فرهنگ لغات
I- فرهنگ لغت انگلیسی به انگلیسی
1- Oxford Advanced Learners Dictionary(full reference)
2- Cambridge full reference dictionary
3- Thesaurus dictionary(synonyms)
4- Chambers dictionary (synonyms and antonyms)
5- Oxford elementary dictionary
6- Long Man dictionary
II- فرهنگ لغت انگلیسی به فارسی
1- فرهنگ لغت دو جلدی دانشگاهی آریانپور
2- فرهنگ هزاره یک جلدی
3- فرهنگ همراه پیشرو آریانپور
III- فرهنگ لغت فارسی به انگلیسی
1- فرهنگ لغت یک جادی فارسی به انگلیسی آریانپور
IV- دیکشنری تصویری
لیست یک سری فیلم کارتونی به زبان انگلیسی
1- Joseph king of dream
2- Mosus
3- Eldorado
4- Atlantis
5- Hunchback of Notredamn
6- Alice in adventure land
7- Princess and Popper
اخبار به زبان انگلیسی
1- News
2- VOA Ordinary
3- Tactics for listening
کتاب های ضرب المثل ها و اصطلاحات زبان انگلیسی رو هم حتماً بخونید.
حالا دیگه شما یک زبان دان واقعی شده اید٬ خسته نباشید!!!!
اما زبان انگلیسی رو از لحاظ های دیگر هم می شود طبقه بندی کرد که در زیر به بعضی از زیر مجموعه ها پرداخته توضیحات مختصری درباره آنها می دهیم
یادگیری گرامر زبان انگلیسی(learning structure)
یاد گیری گرامر زبان انگلیسی حوصله می خواهد و پند گرفتن از اشتباهات گذشته و البته کمی چاشنی دقت
برای یادگیری گرامر زبان انگلیسی می توانید روزانه یک یا نیم ساعت به تجزیه جملات یک کتاب داستان یا هر کتاب انگلیسی زبان دیگری که از نویسندگان واقع نویس(جملات به زبان ساده) می باشد استفاده کنید و با تعیین نقش هر جمله و نقش هر کلمه و یاد آوری فرمول مربوط به آن جمله به خود٬ گرامر زبان انگلیسی را به ملکه ذهنتان تبدیل کنید.
راه دوم آن است که خود به جمله سازی پرداخته و بر روی ساخت هر جمله یکی دو دقیقه وقت بگذارید و ببینید می توانید مشکلی در جمله خود پیدا کنید یا خیر
البته موارد فوق را تنها هنگامی می توان به کار برد که شما سطح هر چند پایینی از گرامر را بلد باشید.
یادگیری لغات(learning vocabulary)
برای یادگیری لغات زبان انگلیسی بهترین راه ها یکی استفاده از فلش کارت هایی هستند که خود درست می کنید و دیگری استفاده از روشی که من بهش می گم روش عنکبوتی
اما فلش کارت چیست؟ فلش کارت هر ورق کاغذی می تواند باشد ولی بهترین راه پیشنهادی من این است که برگه های آچار را به صورت باند پول برش داده در یک طرف آن زیر هم لغات انگلیسی و در طرف دیگر و به طور کاملاً متقارن با لغات انگلیسی ٬ ترجمه لغات و مترادفات و متضاد های آنرا بنویسید
بعد از انجام این کار روش عنکبوتی را در دستور کار قرار می دهیم
روش عنکبوتی به این صورت است :
در روز اول و دفعه اول یک بار به ترتیب به لغات نگاه کرده و به معانی آنان نگاهی می اندازیم
سپس فقط به لغات انگلیسی نگاه می کنیم و سعی می کنیم معانی را به خاطر بیاوریم و اگر به خاط نیاوردیم به معنی آن کلمه نگاه می کنیم
این کار را حدودا ده بار در روز تکرار می کنیم و سعی می کنیم در ساعات مختلف روز این کار را انجام دهیم
روز دوم بدون نگاه کردن به معانی سعی می کنیم معنی٬ مترادف و متضاد کلمات را به خاطر بیاوریم و چند بار از روی لغات به همین ترتیب می خوانیم
این کار را تا 4 روز انجام می دهیم و در پایان هفته دوباره و در پایان ده روز و پایان هفته دوم و پایان هفته سوم و پایان ماه اول و سرانجام آخرین بار در پایان ماه دوم تکرار می کنیم
با این کار 90 درصد کلمات در ذهن شما حک شده اند وحداکثر 10 درصد باقیمانده کامات است که ممکن است از یاد شما بروند
البته سعی کنید که سالیانه یک مرور بر لغاتی که بلد هستید داشته باشید.
در پایان چند کتاب و سی دی خوب را به شما معرفی می کنم : در قسمت بعد...
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت خوانندگان محترم
یکی از خوانندگان محترم تقاضایی داشتند مبنی بر این که روش های آموختن زبان انگلیسی رو توضیح بدم.
در پاسخ این خواننده محترم باید بگم که بنده خودم هنوز هم یک زبان آموز هستم و خودم رو هنوز در سطحی نمی بینم که بخواهم برای دیگران روش های آموزش زبان رو توضیح بدم
اما می تونم چند تا از تجربه هام رو خدمتتون عرض کنم که امیدوارم مفید باشن
زبان انگلیسی از دیدگاه من به چهار زیرگروه اصلی تقسیم میشه که عبارتند از
1- مهارت خواندن(reading skill)
2- مهارت نوشتن(writing skill)
3- مهارت گوش دادن و تشخیص آن چه که گفته شد(listening skill)
4- مهارت صحبت کردن(speaking skill)
برای یادگیری هر یک از این مهارت ها روش های متفاوتی موجود هست که من تجربه شخصی خودم در یادگیری هر کدوم رو خدمتتون عرض می کنم.
البته قبل از اون باید بگم که برای یادگیری زبان انگلیسی بر خلاف آنچه که بسیاری از سایت ها تبلیغ می کنند، واقعا روش معجزه آسا یا از این قبیل چیزها وجود ندارد و این ها صرفا یک سری تبلیغ برای درآمد زایی هست
و نکته دیگر این که مهم ترین روش آموزش زبان انگلیسی تلاش و ممارست و تکرار مطالبی است که می خواهید بیاموزید
و نکته دیگر این که درس زبان انگلیسی یکی از معدود دروسی است که حفظ کردن مطالب در آن نه تنها مانعی ندارد بلکه اکیدا توصیه می شود
اما بر گردیم به بحث خودمون
1- مهارت خواندن(reading skill)
برای آموختن چگونه خواندن٬ توجه به این نکته ضروریه که مهم ترین مباحث در روخوانی زبان انگلیسی در وهله اول درست تلفظ کردن کلمات و در وهله بعد درست تلفظ کردن جملات است، ضمن این که باید ذهنمان را با خواندن متون مختلف انگلیسی برای رو خوانی آماده کنیم.
برای این که بتوانیم تلفظ درست کلمات را ادا کنیم یکی از بهترین راه ها این است که نرم افزار دیکشنری های مختلف را تهیه کنیم و برای کلماتی که می خواهیم بیان کنیم ابتدا خود تلفظ کلمه را حدس زده سپس تلفظ صحیح آنرا گوش دهیم و بعد از گوش دادن چند بار آنرا در ذهن خود تکرار نماییم. دیکشنری های مورد استفاده من برای این کار دو دیکشنری با نام های فرهنگ لغت شش جلدی آریان پور و دیکشنری آکسفورد جامع می باشند که هر دوی آنها هم تلفظ آمریکایی و هم تلفظ انگلیسی کلمات را در بر دارند. البته بسیاری دیگر از دیکشنری ها نیز این قابلیت ها را دارند اما گاهاً غلط های تلفظی آشکاری در آنها دیده شده است.
برای تلفظ جملات زبان انگلیسی دیگر نمی توان به دستگاه های ترجمه اطمینان کرد، چون هر جمله را با توجه به جایگاهش باید تلفظ نمود. به عنوان مثال جمله ذیل در دو جایگاه متفاوت و با دو تلفظ متفاوت به کار می رود، یکی برای پرسیدن حال دیگران و دیگری برای بیان این که از دیدار(آشنایی) شما خوش بختم.
How do you do
پس برای تلفظ کردن درست جملات چه باید کرد؟ پاسخ شما این جاست، شما باید از منابع آموزش زبان انگلیسی برای این کار استفاده کنید و یا به مرور زبان و با کمک دبیر زبان مربوطه(البته اگر صلاحیت لازم را دارد) به باد گیری بحث فوق الذکر بپردازید. به عنوان مثال خود بنده از کتاب spectrum برای یادگیری این مبحث کمک می گرفتم و هنوز هم می گیرم. راه دیگر در آموزش تلفظ صحیح جملات استفاده از نوار ها و فیلم های آموزش زبان انگلیسی است و توجه به این نکته که افرادی که در آن نوار یا فیلم صحبت می کنند، چگونه جملات خبری، پرسشی، تعجبی و ... را بیان می کنند. راه دیگر برای آموختن چگونه تلفظ کردن گوش دادن به شبکه های رادیویی انگلیسی زبان است که البته برای کسانی که هنوز در شروع راه هستند نه تنها نمی تواند مفید باشد بلکه وقت آنها را نیز اتلاف می کند.
2- مهارت نوشتن (writing skill)
یکی دیگر از مهارت های زبان انگلیسی مهارت نوشتن است. مهارت نوشتن نیز همان طور که گفته شد تنها از راه ممارست حاصل می شود به علاوه آنکه فردی که می خواهد مطلبی را به زبان انگلیسی بنویسد٬ باید دامنه لغات وسیعی داشته باشه و البته جایگاه تقریبی استفاده از اون ها رو هم بلد باشه و صد البته در کنار عوامل مذکور شخص باید یک ادبیات دان باشه تا بتونه متن رو اون جور که خودش می خواد در بیاره
در هنگام نوشتن متن به زبان انگلیسی٬ توجه به این نکته نیز ضروری است که نامه یا مقاله نوشتن به زبان انگلیسی رو باید ابتدا با الگو برداری از جاهای دیگر و کتاب ها و مقالات و نامه های دیگر آغاز کرد تا شکل درست نوشتن را بیاموزیم
3- مهارت گوش دادن و تشخیص آنچه که گفته شد(listening skill)
یکی دیگر از مهارت های زبان انگلیسی مهارت درست شنیدن است٬ البته درست شنیدن به معنای آن نیست که شما همه آن چیزی که گفته شد را کلمه به کلمه شنیده و بتوانید بیان کنید٬ بلکه در بیشتر موارد همین که بتوانید مفهوم کلی جمله را برداشت کنید کفایت می کند.
این مهارت را می توان از چندین راه تقویت کرد که چند راه آن در قسمت های قبلی اشاره شد که عبارتند از:
گوش دادن به نوارهای آموزش زبان انگلیسی که با سرعت معمولی پر شده اند(یعنی کسی دنبال آدم های توی اون نوار نگذاشته باشه)
گوش دادن و مشاهده فیلم های کارتونی به زبان انگلیسی که زیر نویس فارسی یا انگلیسی و یا فیلم نامه دارند
بعد از ماهر شدن به اندازه کافی٬ گوش دادن به رادیو های بیگانه به زبان انگلیسی که البته مشکل سیاسی براتون ایجاد نمی کنند
البته برای آغاز این مهارت توجه به این نکته ضروریه که شخص باید دامنه لغات وسیعی داشته باشه و ضمناً از خودش انتظار نداشته باشه که با یک بار گوش کردن مطالب رو بفهمه. به عنوان مثال خود من بارها بوده که برای انتقال متن نوار بر روی برگه(transcribe) و برای نوشتن یک جمله حدود ربع ساعت وقت گذاشتم.
موردی رو که در بالا اشاره کردم یعنی انتقال متن بر روی برگه٬ یکی از راه های فوق العاده برای پیشرفت همزمان در مهارت گوش دادن و مهارت نوشتن(درست نویسی کلمات) دارد.
4- مهارت صحبت کردن(speaking skill)
و آخرین مهارت زبان انگلیسی از نظر من٬ مهارت صحبت کردن زبان انگلیسی است که از همه مهارت های دیگر به طور عمومی اهمیت بیشتری دارد. این مهارت را در ابتدا با خلاقیت و سپس با الگو برداری از مکالمه های کتب آموزشی می توان به رشد و بالندگی رساند..
البته این مهارت حالتی واقعاً تجربی دارد٬ برای همین بهتر است که حتماً دوستی پیدا کنید که زبان انگلیسی صحبت کردن را به خوبی بلد داشته باشد و با او به مکالمه بپردازید و دوم این که از اشتباهات قبلی خودتون پند بگیرید. البته دوستی رو که پیدا می کنید بهتره به زبان فارسی هم مسلط باشه تا بتونید اون جملاتی از هم دیگر رو که نمی فهمید برای هم دیگر به فارسی ترجمه کنید.
به طور کلی به این نکته توجه داشته باشید که راه یادگیری آموزش زبان انگلیسی٬ علاقه داشتن به آن و تمرین است و تمرین و تمرین وآن چه که در این جا گفته شد و در ادامه گفته می شود تنها راه کارهایی است برای سرعت بخشیدن به امر آموزش زبان انگلیسی٬ ادامه در قسمت بعد...
سلام دارم خدمت خوانندگان عزیز و محترم دهکده آموزش زبان انگلیسی
این مطلب گر چه هیچ ربطی به آموزش زبان انگلیسی نداره اما برای من اون قدر ارزش داره که توی وبلاگم بهش اشاره کنم
دیروز رو شاید بتوان به عنوان یکی از تلخ ترین روزهای زندگی من در نظر گرفت(البته من آدم ناشکری نیستم)٬ به هر حال دیروز روزی بود که من هم٬ معاشرت با بهترین و بهترین و بهترین دوستم رو(البته به طور موقت) از دست دادم و هم چیز دیگری رو که در این جا نمی توان به آن اشاره کرد.
حالا بهتره که در مورد این دوست عزیزم صحبت کنم٬ دوست صمیمی و گرامی بنده کسی نیست جز جناب مسعود قربانی که من هیچ وقت کسی رو با معرفت تر از اون ندیدم و و کسی که این همه به من لطف داشته باشه
به هر حال این دوست عزیزم٬ الان که من دارم من این مطلبو می نویسم ٬ چند ساعتی است که به خدمت مقدس؟ سربازی اعزام شده و من تا عیدْ دیگه نمی تونم اونو ببینم.
کسی که رفتنش هر چند به طور موقت ناراحتی بزرگی برای من به همراه داشته
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران....
دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
Even a damaged clock tells the truth at least 2 times a day
حتی یک ساعت خراب هم حداقل در هر روز دو بار ساعت درست را نشان می دهد
Times are Changing ...
People are changing too ...
clouds and winds come and go ...
nobody stays forever ...
but there are some constant truths in the world ...
like:
LOVE, FRIENDSHIP, LOYALTY, HUMANITY, TRUTHFULNESS, HONESTY and …
دوره زمونه عوض میشه...
مردم هم دارن عوض می شن...
ابر ها و بادها می آیند و می روند...
هیچ کس برای همیشه جاویدان باقی نمی ماند...
اما حقایقی پر از صدای سکوت در این گیتی پهناور وجود دارند...
نظیر:
عشق، دوستی، صداقت، انسانیت، درست کاری، امین بودن و ...
Yesterday is past, it is history. Tomorrow is future, it is a mystery. today is present, it is a gift!
دیروز گذشته، به تاریخ پیوسته است؛ فردا آینده است، هم چون یک راز پنهان؛ امروز پیش روی ماست، هدیه ای به ما!!!
Many people will walk in and out of your life but only true friends will leave footprints in your heart!!!
بسیار هستند کسانی که به زندگی تو وارد می شوند و از آن بیرون می روند اما فقط دوستان واقعی تو هستند که ردپایی در زندگی تو برجای می گذارند!!!
The most original authors are not so because they advance what is new, but because they put what they have to say as if it had never been said before
by: Johann Wolfgang von Goethe
نویسندگان واقعی زیاد نیستند، زیرا بسیاری از نویسندگان آثار گذشتگان را گسترش می دهند؛ اما نویسندگان واقعی آثار جدیدی که هرگز قبلا گفته نشده اند را پدید می آورند.
جان فدا کردن براي دوست چندان مشکل نيست،پيدا کردن دوستي که ارزش جان فدا کردن را داشته باشد مشکل است
خيلي تلخه ببيني يه اهو اسير چنگال يه شير شده ولي تلخ تر اينه که ببيني يه شير اسير چشماي يه اهو شده
تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست
دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست