تبليغاتX
«دهكده زبان»
آموزش دانستنی های زبان انگلیسی

JANUARY BABY:

Pretty/handsome. Loves to dress up. Easily bored. Fussy. Seldom shows emotions. Takes time to recover when hurt. Sensitive. Down-to-Earth. Stubborn.

متولدین ماه ژانویه:

زیبا روی/خوش چهره است؛ دوست دارد لباس های شیک بپوشد؛ به آسانی خسته و کسل می شود؛ ایراد گیر بوده و کمتر احساسات خود را نشان می دهد؛ بهبودی آسیب هایی که می بیند وقت زیادی می برد. حساس، واقع بین و سمج است. 

 توضیح: ممکن است تمام یا قسمتی از ویژگی های فوق در مورد بعضی از متولدین ژانویه صدق نکند که در این صورت پیشاپیش عذرخواهی مرا پذیرا باشید.




 




امروز سه شنبه سی ام بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

سلامی گرمتر از گرمای خورشید دارم خدمت خوانندگان محترم دهکده آموزش زبان انگلیسی

امیدوارم که اوقات به کام باشد

چند نکته رو لازمه که یادآوری کنم:

دوستان عزیز لطف کنید نظر خودتون رو در آخرین پست(بالاترین پست وبلاگ) ثبت کنید، در غیر این صورت ممکنه نظر شما از قلم بیفته؛

دوستانی که نظرات خودشون در مورد وبلاگ رو برای من می فرستند، زحمت بکشند و اسم کامل یا آدرس ای میل  یا آدرس وبلاگشون و یا هر مشخصه ی دیگری که به وسیله اون من بتونم جواب نظرشون رو بدم همراه با نظرشون ارسال کنند؛

ضمنا خوانندگانی که مطلب درخواستی خاصی دارند؛ علاوه بر موضوع مطلب درخواستی، در صورت نیاز توضیحات تکمیلی هم ارائه بفرمایند.

خدمت یکی از خوانندگان فوق الذکر هم باید عرض کنم که مطلب درخواستی شما رو باآموزش زبان انگلیسی در وبلاگم همراه کردم و سعی می کنم طی چند هفته آینده و به مرور ویژگی های متولدین ماه های میلادی که با ترجمه فارسی همراه است رو در وبلاگم قرار بدم.

 

 




امروز سه شنبه سی ام بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

چهار روش برای اتلاف وقت وجود دارد:

 

کار نکردن،کم کار کردن،بد کار کردن،و بیهوده کار کردن

 

چهار نفر بودند به نام های همه کس ،یک کس،هر کس و هیچ کس.روزی یک کار

 

مهم وجود داشت که باید انجام می شد .همه کس می دانست که یک کسی  آن را انجام

 

خواهد داد،هر کسی می توانست آن را انجام دهد، اما هیچ کس آن را انجام نداد.یک

 

کسی از این موضوع عصبانی شد، به خاطر این که این وظیفه همه کس بود.

 

 

همه کس فکر می کرد ،یک کسی آن   کار را انجام می دهد،اما هیچ کس نفهمید ،که

 

هر کسی آن را انجام نخواهد داد.

 

سر انجام کاری را که همه کس می توانست انجام دهد ،هیچ کس انجام ندادو هر کس ،

 

یک کسی را مقصر می دانست.

 

 

مجله دانش و کامپیوتر

 

 

 

 




امروز دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 “A burnt child dreams the fire”

مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسه

 

“Where there is a will there is a way”

“He can who believes he can”

خواستن توانستن است

 

“Empty vessels make the most noise”

“Empty barrels make the most sound”

تبل تو خالي

 

“A barking dog seldom bites”

“They can do least who boast loudest”

صداي دهل از دور خوش است

 

“An idle brain is the devil’s workshop”

مغز بيكار لانه شيطان است

 

“Curiosity killed the cat”

فضول را بردند جهنم، گفت هيزمش تر است

 

“When the cat is away the mice will play”

چشم خورشيد چو پنهان شود      شب پره بازيگر ميدان شود

 

“Strike while the irons is hot”

تا تنور داغ است،نان را بچسبان

 

 

“Charity begins at home”

 

چراغي كه به خانه فرض است ،به مسجد حرام است

 

“A watched pot never boils”

دست انجام ميده در عمل، چشم ميترسه

 

“Nothing seek, nothing find”

نابرده رنج گنج ميسر نميشود

 

“Desire has no rest”

آرزوهاي انسان پايان ناپذير است

 

“Absence makes the heart grow fonder”

“Men are best loved furthest off”

“Friends agree best at a distance”

“They are good that are away”

دوري و دوستي(با اهل زمانه صحبت از دور خوش است)

“Far from the age, far from the mind”

“Out of sight, out of mind”

“Seldom seen, soon forgotten”

از دل برود هر آنكه از ديده رود

 

“Beauty is in the eye of the beholder”

“The owl thinks her own young fairest”

زیبایی را از دریچه نگاه عاشق بنگر(علف باید به دهن بزی شیرین بیاد)

معني ضرب المثل به گويش همدان‌‌‌‌‌‌‍‍: جوجه تيغي مي گه از بچه من شل و نرمتر هست

 

“Appearances are deceptive”

“Fair face, fault heart”

“Never judge from appearances”

انسانها را از روي ظا هرنشناس

 

“A man is known by the company he keeps”

“A man is known by his friends”

آدم خوب را از رفيقش مي شناسند

 

“Some times severity is better than gentleness”

چوب استاد بهتر از مهر پدر

 

 “Don’t go near water until you learn how to swim”

بي گدار به آب زدن

 

“Those who live in glass house should not throw stones”

تو كه بر بام خود آينه داري         چرا بر بام مردم مي زني سنگ

يك سوزن به خود بزن، يك جوالدوز به مردم

 

 

“The pot calls the kettle black”

ديگ به ديگ مي گه روت سياه،

سير به پياز مي گه بويت مي آ يد

 

 

“Poverty is the mother of crime”

فقر مادر جنايت است

 

“Death is the black camel that kneel before every door”

مرگ شتري است كه در خانه هر كسي خوابيده

 

 

 




امروز یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

ضدحال های موجود در اینترنت:

1.       میری تو یه وبلاگ میبینی موزیک قالبش آهنگه شماعی زاده است

2.       یه فایل زیپ دانلود میکنی به جز آنفولانزای مرغی تمام ویروس ها توش هستن

3.       تو گوگل سرچ میکنی "کرگدن" عکس خودتو پیدا میکنه

4.       بعد از کلی کار و خستگی میری اینترنت میبینی یاهو هم فیلتره

5.       داری واسه استادت ای میل میزنی یهو کارتت تموم میشه

6.       میری تو کافی نت دانشگاه میبینی فقط سایت لبیک دات کام بازه

7.       رو لینک فقط بالای ١٨ سال کلیک میکنی میری تو سایت عمو پورنگ

 

 




امروز شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

پیله و پروانه

A small crack appeared on a cocoon

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد

A man sat for hours and watched carefully the struggle
of the butterfly to get out of that small crack of cocoon.

شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد

Then the butterfly stopped striving it seemed that she was
exhausted and couldn't go on trying.

آن گاه تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده
و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد

The man decided to help the poor creature.
He widened the crack by scissors.
the butterfly came out of cocoon easily, but
her body was tiny and her wings were wrinkled.

آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد
پروانه به راحتی از پیله خارج شد، اما جثه اش ضعیف و بالهایش پروکیده بودند

The man continued watching the butterfly.
He expected to see her wings become expanded to protect her body.
But it didn't happen!

آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد
او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثۀ او محافظت کند
! اما چنین نشد


As a matter of fact, the butterfly had to crawl
on the ground for the rest of her life, for she could never fly.

در واقع پروانه ناچار شد همۀ عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند

The kind man didn't realize that God had arranged the limitation of cocoon,
and the struggle for butterfly to get out of it, so that a certain fluid
could be discharged from her body to enable her to fly afterward.

آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را
خدا برای پروانه قرار داده بود، تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود
و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد

Sometime struggling is the only thing we need to do.

گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم

If God had provided us with on easy life to live without any difficulty,
then we became paralyzed, couldn't become strong,
and could not fly.

اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم، فلج می شدیم
به اندازۀ کافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم

I asked for strength, and
He provided me with enough difficulties to become strong.
I asked for knowledge and
He provided me with problems to solve.

من نیرو خواستم و خداوند مشکلاتی سر راهم قرار داد، تا قوی شوم
من دانش خواستم و خداوند مسائلی برای حل کردن به من داد

I asked for prosper ting and promotion, and
He provided me with ability to think and hands to work.
I asked for bravery, and
He provided me with obstacles to overcome.

من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من قدرت تفکر و زور بازو داد تا کار کنم
من شهامت خواستم و خداوند موانعی سر راهم قرار داد، تا آنها را از میان بردارم

I asked for motivation, and
He showed me people who needed help.
I asked for love and
He provided me with opportunity to give love to others.

من انگیزه خواستم و خداوند کسانی را به من نشان داد که نیازمند کمک بودند
من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به دیگران محبت کنم

I didn't get what I wanted...
but
I was provided with what I needed.

... من به آنچه خواستم نرسیدم
اما
آنچه نیاز داشتم، به من داده شد

Don't worry, fight with difficulties and
be sure that you can prevail over them.

نترس، با مشکلات مبارزه کن و بدان که می توانی بر آنها غلبه کنی


از کتاب پیله و پروانه پرستو ابراهیمی

__________________

 

 

 




امروز جمعه بیست و ششم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

ولادت هفتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت امام موسی کاظم (ع) را به تمام شیعیان در سرتاسر گیتی پهناور تبرک عرض نموده ظهور امام زمان (عج) فرزند بزرگوار آن حضرت را از درگاه ایزد منان خواستارم.

هفت سخن گهربار از هفتمین نور تابناک مقام والای امامت امام موسی کاظم(ع):

۱-   مصیبت برای شکیبا یکی است و برای بی تابی کننده دوتاست

۲-برای هر چیزی دلیلی باید ، و دلیل خردمند تفکر است ، و دلیل تفکر خاموشی

۳- همنشینی با اهل دین ، شرف دنیا و آخرت است

۴- نماز نافله راه نزدیک شدن هر مؤمنی به خداوند است

۵-کمک به ناتوان از بهترین صدقه است

۶- سختی ناحق را آن کس شناسد که بدان محکوم گردد

۷-مهرورزی و دوستی با مردم ، نصف عقل است

 

 

 

 

 




امروز جمعه بیست و ششم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

خصوصیات افراد بر اساس گروه خونی

A:آرام ،مغرور، تو دار و تابع قانون و در رشته مهندسی و کامپیوتر و حسابداری می تواند پیشرفت کند

B:عاطفی ، حساس ، مستقل، انعطاف پذیر، صریح الهجه،دهان لق روز نامه نگارو نویسنده، هنرمند و کار های آنان غیر قابل پیش بینی

AB:منطقی ،حسابگر، عاقل رو راست و امین و درستکارو صادق، اگر عصبانی شود نمی بخشد.در شغلهای قضاوت –کارمندی-مدیریت می تواند موفق شود.

O:توانمند-آینده نگر-اندیشمند-سیاست مدارو ورزشکاران موفقی می شوند

 

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Woe to the nation that departs from religion to belief, from country lane to city alley, from wisdom to logic.

Woe to the nation that does not weave what it wears, nor plant what it eats, nor press the wine that it drinks.

Woe to the conquered nation that sees the victor's pomp as the perfection of virtue, and in whose eyes the ugliness of the conqueror is beauty.

Woe to the nation that combats injury in its dream but yields to the wrong in its wakefulness.

Woe to the nation that does not raise its voice save in funeral, that shows esteem only at the grave, that waits to rebel until its neck is under the edge of the sword.

Woe to the nation whose politics is subtlety, whose philosophy is jugglery, whose industry is patching.

Woe to the nation that greets a conqueror with fife and drum, then hisses him off to greet another conqueror with trumpet and song.

Woe to the nation whose sage is voiceless, whose champion is blind, whose advocate is a prattler.

Woe to the nation in which each tribe claims to be a nation.

دریغ بر ملتی که از دین روی بر می گرداند و به باور می چسبد، از کوچه باغ های روستایی به کوچه های شهر می رود ، از بصیرت جدا می شود و به منطق می پیوندد.

دریغ بر ملتی که خود نمی بافد آنچه را که می پوشد، خود نمی کارد آنچه را که می خورد، خوذ نمی فشارد شرابی را که می نوشد.

دریغ بر ملت مغلوبی که زرق و برق فاتحان را کمال فضیلت می داند و در نگاه او زشتی فاتح، زیبایی جلوه می کند.

دریغ بر ملتی که در خواب به جنگ زخم ها می رود و در بیداری خود را تسلیم خطا می کند.

دریغ بر ملتی که دم بر نمی آورد مگر هنگامی که در تشییع جنازه گام بر میدارد، خود را نمی ستاید مگر در ویرانه هایش و عصیان نمی کند مگر هنکامی که گردنش زیر لبه شمشیر است.

دریغ بر ملتی که سیاستش زرنگی، فلسفه اش شعبده و صنعتش مونتاژ است.

دریغ بر ملتی که با دهل و شیپور به استقبال اشغالگر کشورش می رود و با هو کردن بدرقه اش می کند، فقط به خاطر این که با شیپور و آواز به استقبال اشغالگری دیگر برود.

دریغ بر ملتی که فرزانگانش خاموش، قهرمانانش کور و وطن پرستانش یاوه گویند.

دریغ بر ملتی که هر یک از اقوامش خود را یک ملت می دانند.

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

جزيره در زير نور خورشيد

 جيمز كانوي اوراق [مربوط به  قراردادهاي] تجاري خود را كنار گذاشت و دوباره در صندلي اش نشست. او از پنجره ي  هواپيما به درياي آبي كه از آن ....

برای خواندن ادامه داستان در قسمت زیر کلیک کنید.

 

 


ادامه ماجرا



امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 

____________***__*_**** ___________
____________**__**_____* __________
___________***_*__*_____* _________
__________****_____**___****** ____
_________*****______**_*______** __
________*****_______**________*_**
________*****_______*_______* _____
________******_____*_______* ______
_________******____*______* _______
__________********_______* ________
__***_________**______** __________
*******__________** _______________
_*******_________* ________________
__******_________*_* ______________
___***___*_______** _______________
___________*_____*__* _____________
_______****_*___* _________________
_____******__*_** _______________
____*******___** __________________
____*****______* __________________
____**_________* __________________
_____*_________*

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 

1

Island in the sun

James Conway put away his business papers and sat back in his seat. He looked out of the air plane windows down at the warm ....

Click below to read the whole story


ادامه ماجرا



امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.

به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!

ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند.

عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.

كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!

مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.

روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!

كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد.

گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.

از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم.

به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.

چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد.

 

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

ای قوم به حج رفته ،کجایید،کجایید؟

معشوق همین جاست،   بیایید، بیایید

 

معشوق تو همسایه و   دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما در چه  هوایید؟

 

گر صورت بی صورت معشوق  ببینید

هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

 

ده بار از  آن راه  بدان  خانه   برفتید

یک باراز این خانه بر این بام   برآیید

 

آن خانه لطیف است ،نشا نهاش بگفتید

از خواجه آن   خانه    نشانی   بنمایید

 

یک دسته گل کو،اگر آن باغ بدیدیت ؟

یک گوهر جان کو ، اگر از بحر خدایید؟

 

با این همه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس که بر گنج شما ،پرده شمایید

 

 

 

 

مولوی

 

 

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

A real friend is one who walks in when the rest of the world walks out.

 یک دوست واقعی اونی هستش که وقتی میاد که تموم دنیا از پیشت رفتن

 

life is a road and you are its passengers so , be careful about the value of your times , maybe you wont be in the road tomorrow

زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم

 

 

Live in such a way that those who know you but
don't know God will come to know God because they know you

چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند
به واسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند

 

 

wait for the one who is constantly reminding you how he cares a bout you & how much lucky he's to HAVE YOU

در انتظار کسی باش که بی وقفه به یاد تو بیاورد که تا چه اندازه برایش مهم هستی و نگران توست و چقدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد

 

 

We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم

 

                                                                                    

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Poverty may veil arrogance, and the pain of calamity may seek the mask of pretense.

باشد که فقر پرده از روی خودخواهی بردارد و درد نداری ماسک ریا را کنار بزند.

When I planted my pain in the field of patience it bore fruit of happiness.

وقتی دردم را در مزرعه صبوری کاشتم میوه شادمانی داد.

Art is a step in the known toward the unknown.

هنر گامی است در شناخته ها به سوی ناشناخته ها.

Education sows not seeds in you, but makes your seeds grow.

تعلیم و تربیت بذری در وجود تو نمی کارد، بلکه بذرهای وجود تو را می رویاند.

The millstone may break down but the river continues its course to the sea.

ممکن است سنگ آسیاب بشکند اما رود به سفر خویش به سوی دریا ادامه می دهد.

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 

هر چي بگم از بدي هات ؛ بازم تمومي نداره            حقته كه اين روزگار ؛ پا روي قلبت بزاره

حقته كه بشكني ؛ به گريه هات خنده كنم                  اون دل جنس سنگتو ؛ پيش چشام بنده كنم


دوري و دوستي شد برام ؛ يه زخم كهنه عميق


ديگه تموم عشق ما ؛ برو رفيق نا رفيق

يادت مي ياد اون روزي كه ؛ منو گذاشتي سر كار   گفتي كه عاشق شدي ؛ می موني تا هميشه يار

بعد يه عمر با وعده هات ؛ حوصله من سر اومد      ديدي نگاه عاشقت ؛ دروغگو از آب در اومد


دوري و دوستي شد برام ؛ يه زخم كهنه عميق


ديگه تموم عشق ما ؛ برو رفيق نارفيق

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Love can be Red, like the intense heat of a passionate kiss
.....the color of sweetness
.....the color of strawberries

 

 

Love can be blue, like the comfort we take in a pair of denim jeans
.....the color of strength
.....the color of perfect skies

 

Love can be yellow, bright and warm like the morning sun
.....like the sounds of laughters of children on the merry-go-round
.....like the sounds of fun from the boys flying kites in the open fields

 

 

Love can be green, peaceful and serene I can hear your heart beats
.....it is the feeling of a loving hand that touch a grieving heart
.....it is the whispering of trusting words to a distressing soul

 

Love can be orange, the loudness of it can drive you up a wall
.....it can drive you to sing like nobody is listening
.....it can drive you to dance like nobody is watching

Love can be purple, the courage we need to love bravely and unselfishly
.....the moment I first kiss you I know that I am not afraid to risk involvement
.....the day the declaration of your love for me was made known

 

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

يه دوست خوب توي اين دنياي بد مثل يه فنجون قهوه مي مونه نمي تونه فضا رو گرم كنه ولي دلت رو گرم مي كنه

 

 

اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتراست آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم (شكسپير)

 

خدا به انسان دو چشم ولي يك زبان عطا كرده است تا دو برابر آنچه را كه مي گويد به چشم ببيند (ادموند گولدين)

 

هیچ وقت نمی توانید با مشت گره کرده دست کسی را به گرمی بفشارید

 

شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن

از کنارت رفته ام ولی فراموشم نکن

 

 

خدايا عاشقم عاشقترم كن

سراپا آتشم خاكسترم كن

 

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

دو جمله از یکی از بزرگان:       

Perhaps they can impose their ideas to you but they never can change your ideas.

شاید آنان بتوانند عقایدشان را بر تو تحمیل کنند اما هرگز نمی توانند عقاید تو را تغییر دهند.

I don't have special aptitude, just I know the way of concentration.

من توانایی خاصی ندارم، و فقط روش تمرکز کردن را بلدم.

(البته این دو جمله را یکی از هم کلاسی های کلاس زبان در کلاس ارائه کردند که فکر کردم بد نیست در وبلاگ باشند و البته از این هم کلاسی هم  بسیار متشکرم.)

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

عشق يعني خاطرات بي غبار

دفتري از شعر و از عطر بها

عشق يعني يك تمنا، یک نیاز

زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

عشق يعني چشم خيس مست او

زير باران دست تو در دست او

 

 

 




امروز پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

قافیه را باخت
He chickened out

از دل و جان مایه گذاشت
He put his best foot forward

از جلوی چشمم دور شو
Get out of my face
Or
Get out of my sight

گاومان زائید

meet someone in Waterloo
کار کسی رو تموم کردن یا شرایط بد برای کسی به وجود آوردن(ضرب المثل بسیار زیبای انگلیسی)واترلو جایی بود که ناپلئون شکست خورد


bring somebody back to knee's
کسی را شکست دادن


it's raining cat's & dogs
بارون شدید


حیف شد(افسوس)
What a pity!


(میوه)درهم
No picking out!


روی غلتک افتادم(عادت کردم)
I got into my stride



میتونی رویش حساب کنی
You can bank on him




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

let's share the world: sky for you, stars for me, sea for you, waves for me, sun for you , light for me, every thing for you, you for me!!!

 

بيا دنيا رو تقسيم كنيم : ستاره ها مال من . آسمون مال تو .دریا مال تو.موج ها مال من. ماه مال من . خورشيد مال تو . اصلا همشون مال تو . ولي تو مال من

 

 

 

It is the caring that she lovingly gives,

 

The passion that she shows,

 

The beauty of a woman

 

With passing years-only grows





محبت و توجهي که عاشقانه ابراز ميکنه
هيجاني که در زمان ديدار از خودش بروز ميده
زيبايي يک زن هست
چيزي که با گذشت ساليان متمادي .. افزايش پيدا ميکنه

 

 

 

Live in such a way that those who know you but

don't know God will come to know God because they know you





چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند،
اما خدا را نمی شناسندبه واسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند

 

 

 

To love someone means to see them as God intended them

 

دوست داشتن یک نفر، یعنی دیدن او به همان صورتی که خدا خواسته است






To love someone is to look into the face of God

دوست داشتن یک نفر یعنی نگاه کردن به چهره خداوند

 

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

چت با خدا

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم
گفتی: فانی قریب
     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم 
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ...  توبه می‌كنم

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك 
گفتی: الیس الله بكاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی.

 

 

 

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.


براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

خودكم بيني ، غصه گذشته را خوردن ونگران آينده بودن خسارات جبران ناپذيري به بار مي آورد.

--

سكوت سرشار از ناگفته هاست.

---

بهترين لحظات خوشبختي زماني است

که در انتظار آنيم

نه زمانيکه به خوشبختي مي رسيم

---

در اين زندگي هر چيز ديدني ارزش ديدن و هر چيز شنيدني ارزش شنيدن ندارد

---

رود بدون کناره مردابي بزرگ است .

---

اشتباه کوچک وجود ندارد .

---

کافي نيست که به گامهاي بالا روندگان خيره شويم ، بايستي که خود نيز نردبان را بالا رويم .

---

همه پسند بودن زودگذر است ، محترم بودن جاوداني است .

---

عشق  راه به رفتن است نه رسيدن.

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

I discovered the secret of the sea in meditation upon the dewdrop.

من راز دریا را هنگام تامل بر روی شبنمی یافتم.

 

Where can I find a man governed by reason instead of habits and urges?

کجا می توانم انسانی را بیابم که تحت فرمان عقلش باشد و نه در انقیاد عادات وتمناهایش؟

 

As one's gift increase his friends decrease.

کسی که توانایی هایش افزایش می یابد، دوستانش کاهش می یابد.

 

If you are poor, shun association with him who measures the men with the yardstick of riches.

اگر فقیر هستی اجتناب کن از از کسی که آدم ها را با معیار ثروت می سنجد.

 

I prefer to be a dreamer among the humblest, with visions to be realized; than lord among those without dreams and desires.

ترجیح می دهم گنگ خواب دیده ای باشم در میان بی چیز ترین آدم ها با آرزوهایی برا دست یافتن.  دوست ندارم اربابی باشم در میان آنانی که نه رویایی در سر دارند و نه آرزویی در دل.

 

Of life two chief prizes, beauty and truth, I found the first in a loving heart and the second in a laborer's hand.

از دو موهبت بزرگ زندگی، زیبایی و حقیقت، اولی را در دلی پرمهر یافتم و دومی را رد دست کارگری.

 

People speak of plague with fear and tremor, yet of destroyers like Alexander and Napoleon speak with ecstatic reverence.

مردم با ترس و وحشت از طاعون حرف می زنند اما ویرانگری هم چون اسکند و ناپلئون را شورمندانه تقدیس می کنند.

 

I saw them eating and I knew who they were.

آنها را هنگام خوردن دیدم و دانستم کیستند.

 

No lower can a man descend than to interpret his dreams into gold and silver.

هیچ آدمی به پایین تر از آن سقوط نمی کند که رویاهایش را با طلا و نقره تعبیر کند.

 

How hard is the life of him who asks for love and receives passion!

چه سخت است زندگی کسی که عشق می طلبد و در عوض محبت دریافت می کند!

 

To be closer to God, be closer to people.

اگر می خواهی به خدا نزدیک تر شوی به مردم نزدیک تر شو.

 

Marriage is either death or life, there is no betwixt and between!

ازدواج یا مرگ است و یا زندگی، چیزی در میانه وجود ندارد.

 

It is slavery to live in the mind unless it has become part of the body.

در ذهن زندگی کردن بردگی است، مگر آنکه ذهن پاره ای از جسم شده باشد.

 

Some think I wink at them when I shut my eyes to avoid their sight!!!

بعضی ها گمان می کنند دارم به آنها چشمک می زنم، در حالی که چشمانم را می بندم تا رویشان را نبینم!!!

(برگرفته از کتاب «صدای بال برفی فرشتگان»)

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

Breathe one’s last

 نفس های آخر را کشیدن

The evil eye

چشم شور

Dash / shatter sb’s hopes

 آب پاکی رو دست کسی ریختن




در هفت آسمان یک ستاره هم ندارد
He has nothing of his own

دستپاچه شدم
I got cold feet

دهنش بوی شیر میده
He is wet behind the ears

راستشو بخوای...
As a matter of fact

رای مثبت دادم
I voted aye

در جريان گذاشتن ( با كسي )

‌ keep someone posted

دست كم گرفتن

 sell short‌

روی پا بند نیست
He treads on air

روی سگ منو بالا نیار
Don’t get my monkey up

زندگی خودتو بکن
Live and let live




سبقت ممنوع
No overtaking

صاحب سبک است
He has style

fence

مرغ همسایه غازه!

A fool and his money are soon

The grass is always greener on the other

side of the

 

 

make up one's mind
تصمیم گیری کردن(to decide between alternatives)

when the hell's frozen over
وقت گل نی

for the hell of it
هویجوری( For no particular reason)


sour grapes
پیف پیف گربه , پیرزن و درخت آلو (اظهار بی رغبتی به آنچه که دست نیافتنی است)

teacher's pet
نورچشمی معلم

با کله آمد
He came running

باید سوخت و ساخت
What cant be cured must be endured

بس کن دیگه
Enough is enough

تمام تلاشت رو بکن
Do your best

دائما با هم جنگ و دعوا دارند(زن و شوهر)
They have a cat and dog life

wet blanket
ضدحال


To be all ears
سراپا گوش بودن


talk turkey
صاف و پوست کنده حرف زدن, رک حرف زدن


get the hell out of here
گمشو از اینجا

بد یمن است
It augurs ill

بزن به چاک(عامیانه)
Cheese it

بخت از او برگشته است
He is down on his luck

جا زد(ترسید)
He chickened out

بخت یارم بود
I had fortune on my side

Don't split hairs

 مته به خشخاش نگذار

 


come clean

 صادق بودن


buy off

 رشوه دادن

have a lot in plate

 كار زياد و مشغله داشتن بسيار


I am your humble

 كوچيك شما هستم




long story short

 خلاصه اش كنم ( وقتي مي گيم بذار خلاصه بهت بگم..! )

 

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 

ای غائب از نظر به خدا می سپارمت                جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک                           باور مکن که دست ز دامن بدارمت
محراب ابرویت بنما تا سحر گهی                        دست دعا بر آرم و بر گردن آرمت
گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی                            صد گونه جادوئی بکنم تا بیارمت
خواهم که پیش میرمت ای بیوفا طبیب                      بیمار بازپرس که در انتظارمت
صد جوی آب بسته هم از دیده از کنار                  بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت
خونم بریز و ز غم عشقم خلاص ده                             منت پذیر غمزه خنجر گذارمت
میگردم و مرادم از این سیل اشک بار                    تخم محبت است که در دل بکارمت
بارم ده از کرم سوی خود تا بسوزد دل                در پای دم به دم گهر از دیده بارمت
حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست       فی الجمله می کنی و فرو می گذارمت

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 آدمك آخر دنياست بخند.آدمك مرگ همينجاست بخند.دست خطي كه تو را

عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخند.آدمك خر نشوي گريه كني.آن

خدايي كه بزرگش خواندي بخدا مثل تو تنهاست بخند .

 

لذت عشق زماني است که آن را نثار مي کني بيشتر از

زماني است که دريافتش مي کني

 

زندگی پژمردن یک برگ نیست بوسه ای در کوچه های مرگ نیست زندگی

یعنی ترحم داشتن با شقایقها تفاهم داشتن

 

كاش ميشد بر جدايي خشم كرد شاخه هاي نسترن را با تواضع پخش كرد

كاش ميشد خانه اي از مهر ساخت مهرباني را در آن سرمشق كرد روي

دلهايي حقيقي نقش كرد

گفته اي زيبا از امير مومنان :گریه نکردن از سختی دل است. سختی دل از گناه زیاد است. گناه زیاد از آرزوهای زیاد است. آرزوهای زیاد از فراموشی مرگ است. فراموشی مرگ از محبت به مال دنیاست. محبت به مال دنیا سرآغاز تمام خطاهاست

 

عقل بی عاطفه خطرناک است و عاطفه بدون عقل قابل اعتماد نیست، آدم کامل آن است که هم عقل دارد و هم عاطفه.        ویلیام تن

وقتی انسان دوست واقعی دارد كه خودش هم دوست واقعی باشد.    آمرسون

 

 

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

اگه رد بشی دیگه شانس دیگه ای نداری

If you flunk out you won't get a second chance

 

عصبانیم نکن

Don't get on my bad side.

 

خوب گوش بده ( این رو تو مغزت فرو کن ) دیگه نباید او مسئله رو شروع کنی

Now , get it straight . You shouldn't get started on that again.

 

دلم برایت می سوزد

I feel sorry for you.

 

این آخرین پیشنهاد منه ، می خوای بخواه ، می خوای نخواه.

That's my last offer, take it or leave it.

 

انتظار دارم این مسئله را خیلی جدی بگیری.

I expect you to take this seriously.

 

اگر نمی خواهیم از پروازمون عقب بمونیم بهتره که الان حرکت کنیم.

We'd better take off now if we don't want to miss our flight.

 

بهتره تصمیمتو بگیری .

ِYou'd better make up your mind.

 

فقط ایندفعه رو بهت اجازه میدهم ، بار دیگه نه.

I let you have it this time, but not anymore.

 

تو دخالت نکن (این به تو ارتباطی نداره )

Keep out of this - This is not your business - Don't try to get involved.

 

همون قدر که به تو ارتباط داره به من هم داره .

It's just as much my business as yours.

اگر روی اون نون را نپوشانی زود خشک می شود.

If you don't cover that bread, it will soon dry out.

 

صبرم داره تموم می شه .

My patience is running out.

 

با اون کاری نداشته باش .

Don't mess with him.

 

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

 

Never ever do the up-cage to cage-up your holy cage in the Supreme Cage by the cage's through the cage as a cage like a cage-holder in the cage-field over the down-cage.

 

هرگز هیچگاه از قفس به منظور به زندان افکندن خویش در زندانی از زندان ها استفاده نکنیدچرا که زندانبان خود به نوعی در زندان خویش در جایی دیگر محبوس است

توضیح:این متن به زبان انگلیسی قدیمی است و به همین دلیل کلمات آن معانی منسوخ و غیرمنسوخ خود را در کنار هم دارند. 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

نكات شيرين درباره ي ازدواج

 1- هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلماني)

2- مردي كه به خاطر " پول " زن مي گيرد، به نوكري مي رود. ( ضرب المثل فرانسوي )

3- لياقت داماد ، به قدرت بازوي اوست . ( ضرب المثل چيني )

4- زني سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يوناني )

5- زن عاقل با داماد " بي پول " خوب مي سازد. ( ضرب المثل انگليسي )

 6- زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسي )

 7- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي مي كنند. ( ضرب المثل آلماني )

8- داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت . ( ضرب المثل لهستاني )

9- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد. ( ضرب المثل ايتاليايي)

10-داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي .( ضرب المثل فرانسوي )

11- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير. ( ضرب المثل ايتاليايي )

12- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجاني )

 13- برا ي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني . ( ضرب المثل چيني )

 14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چيني )

15- اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايي)

16- اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركي )

17- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب مي شود. (ماري آمپر)

18- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهي خوب مي شود و گاهي هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايي )

19- ازدواج ، زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است . ( ضرب المثل فرانسوي )

 20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است . ( سقراط )

21- ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )

22- ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد، براي پول هم از بين مي رود. ( رولاند )

 23- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )

 24- اگر كسي در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازي)

25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولي مي توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )

26- با زني ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما مي شد . ( بردون)

 27- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سوني اسمارت)

28- براي يك زندگي سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )

29- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " مي خواهد. ( كريستين )

30- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند. ( اسمايلز )

31- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد. ( فرانكلين )

32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

34- ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " مي شوند و اگر " بد " شد هر دو مي ميرند. ( سعيد نفيسي )

35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي ، سه سال جنگ و سي سال تحمل! ( تن )

 36- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس)

37- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

 38- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و داراي هيچ نظريه اي نيستم . ( لرد لوچستر)

39- مرداني كه مي كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق مي شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)

 40- با ازدواج ، مرد روي گذشته اش خط مي كشد و زن روي آينده اش . ( سينكالويس)

 41- خوشحالي هاي واقعي بعد از ازدواج به دست مي آيد . ( پاستور )

42- ازدواج كنيد، به هر وسيله اي كه مي توانيد. زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگي مي شويد. ( سقراط)

43- قبل از رفتن به جنگ يكي دو بار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن . ( يكي از دانشمندان لهستاني )

 44- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)

45- من تنها با مردي ازدواج مي كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستي)

 46- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)

47- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ي شادي همسرش بالا نمي برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش مي داند . ( جانسون )

48- زن ترجيح مي دهد با مردي ازدواج كند كه زندگي خوبي نداشته باشد ، اما نمي تواند مردي را كه شنونده خوبي نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)

49- اصل و نسب مرد وقتي مشخص مي شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا مي كنند. ( شاو)

50- وقتي براي عروسي ات خيلي هزينه كني ، مهمان هايت را يك شب خوشحال مي كني و خودت را عمري ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندي )

 51 – هيچ زني در راه رضاي خدا با مرد ازدواج نمي كند. ( ضرب المثل اسكاتلندي)

 52 – با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي كن . ( ضرب المثل آلماني )

 53 – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره ي آن اظهار نظر كني . ( شارل بودلر )

 54 – دوام ازدواج يك قسمت رويِ محبت است و نُه قسمتش روي گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندي )

 55 – ازدواج پديده اي است براي تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )

 56 – زناشويي غصه هاي خيالي و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل مي كند . (ضرب المثل آلماني )

57 – ازدواج قرارداد دو نفره اي است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )

58 – ازدواج مجموعه اي ازمزه هاست هم تلخي و شوري دارد. هم تندي و ترشي و شيريني و بي مزگي . (ولتر )

59– تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره آن اظهار نظر كني. ( شارل بودلر )



امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

مطلع ديوان اسرار قديم                    هست بسم الله الرحمن الرحيم

آن كتاب له كه گنج حكمت است          افتتاح آن به باب رحمت است

اي خدا به حق قرآن بليغ                رحمت خود را مدار از ما دريغ

بخش ما را حق قرآن كريم                    استقامت بر صراط مستقيم

تا صراط مستقيمم طي شود             اين دل مرده به عونت حي شود

 

سلامی گرمتر از گرمای خورشید به شما خوانندگان دهکده آموزش زبان انگلیسی

دهکده آموزش زبان انگلیسی دوباره پای به عرصه گیتی نهاد.

با دهکده آموزش زبان انگلیسی همراه باشید و از خواندن مطالب آن لذت ببرید و صد البته مهم تر آن که زبان انگلیسی خود را تقویت کنید..

با تشکر

بهنام کیماسی

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::

بى خبرى , خوش خبرى
No news is Best news

شتر ديدى , نديدى
You see nothing, You hear nothing

 عجله كار شيطان است
Haste is from the Devil

 کاچى به از هيچى
Something is better than nothing

 گذشته ها گذشته
Let bygones be bygones

 مستى و راستى
There is truth in wine

 نوکه اومد به بازار، كهنه میشه دل آزار
Out with the old, in with the new

 هر فرازى را نشيبى است
High places have their precipices

 هرکه ترسید مرد ,هركه نترسيد برد
Nothing venture , nothing have

 همه کاره و هیچكاره
Jack of all trades and master of none

 ارزان خرى , انبان خرى
Don't buy everything that is cheap

 آشپز كه دوتا شد، آش يا شورميشه يا بي نمك
Too many cooks spoil the broth

 انگار آسمون به زمين افتاده
It is not as if the sky is falling

 اندكى جمال به از بسيارى مال
Beauty opens locked doors

 آدم عجول كار را دوباره ميكنه
Hasty work, Double work

 آدم دانا به اشتر نزند مشت
A wise man avoids edged tools

 آدم زنده زندگى مى خواد
Live and let live

 آدم ترسو هزار بار مى ميره
Cowards die Many times Before Their Death

 كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
you want a thing done, do it yourself

 آب رفته به جوى باز نمى گردد
What is done can not be undone

 آب از سرش گذشته
It is all up with him

 آب ريخته جمع شدنى نيست
Don't cry over the spilled milk

 آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم
we seek water in the sea

 

 

 




امروز چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 به قلم :: بهنام کیماسی ::